وحشی بافقی (غزلیات)/ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست)
'


 ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاستجان فدایش که به خون ریختن من برخاست 
 می‌کشیدند ملایک همه چون سرمه به چشمهر غباری که ترا از سم توسن برخاست 
 خرمن مشک چو بر دور مهت ظاهر شددود از جان من سوخته خرمن برخاست 
 وحشی سوخته را بستر سنجاب نمودهر سحرگه که ز خاکستر گلشن برخاست