وحشی بافقی (غزلیات)/بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظ)
'


 بی رخ جان پرور جانان مرا از جان چه حظاز چنان جانی که باشد بی رخ جانان چه حظ 
 دیگر از شهرم چه خوشحالی چو آن مه پاره رفتچون ز کنعان رفت یوسف دیگر از کنعان چه حظ 
 ناامید از خدمت او جان چه کار آید مراجان که صرف خدمت جانان نگردد زان چه حظ 
 جانب بستان چه می‌خوانی مرا ای باغبانبا من آن گلپیرهن چون نیست در بستان چه حظ 
 دل به تنگ آمد مرا وحشی نمی‌خواهم جهاناز جهان بی او مرا در گوشه‌ی حرمان چه حظ