وحشی بافقی (غزلیات)/با جوانی چند در عین وفا می‌بینمش

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(با جوانی چند در عین وفا می‌بینمش)
'


 با جوانی چند در عین وفا می‌بینمشباز با جمع غریبی آشنا می‌بینمش 
 باز تا امروز دارد با که میل اختلاطزانکه از یاران دیروزی جدا می‌بینمش 
 ماه رخسارش که چون آیینه بودی در صفابی‌صفا گردید با من بی‌صفت می‌بینمش 
 آنکه هر دم در ره او می‌فکندم خویش راراه می‌گردانم اکنون هر کجا می‌بینمش 
 مرغ دل وحشی که از دامی به چندین حیله جستاز سرنو باز جایی مبتلا می‌بینمش