وحشی بافقی (غزلیات)/ای قامت تو جلوه ده شیوههای حسن
ظاهر
| ای قامت تو جلوه ده شیوههای حسن | در هر کرشمهی تو نهان سد ادای حسن | |||||
| خواهی بدار و خواه بکش ، ناپسند نیست | مستحسن استهر چه بود اقتضای حسن | |||||
| سلطان حسن هر چه کند حکم حکم اوست | بگذار کار حسن به تدبیر و رای حسن | |||||
| این حسن پنج روز به یوسف وفا نکرد | زنهار اعتماد مکن بر وفای حسن | |||||
| دانی که گل ز باغ چرا زود میرود | یعنی که اندکیست زمان بقای حسن | |||||
| گویی بزن که حال جهان برقرار نیست | حالا که در رکاب مراد است پای حسن | |||||
| وحشی من و گدایی خوبان که این گروه | سلطان عالمند ز فر همای حسن | |||||