وحشی بافقی (غزلیات)/ای از گل عذرات هر مرغ را نوایی
ظاهر
| ای از گل عذرات هر مرغ را نوایی | در هر دلی خیالی بر هر سری هوایی | |||||
| آیین بیوفایی هم خود بگو که خوب است | از چون تو خوبرویی و ز چون تو دلربایی | |||||
| هر جا سگ تو دیدم رو داد گریه بیخود | چون بیکسی که بیند از دورآشنایی | |||||
| آمد به بزم رندان مست از می شبانه | مینا شکست جایی ساغر فکند جایی | |||||
| وحشی وداع جان کن کامد به دیدن تو | سنگین دلی ، غریبی ، عاشق کشی ، بلایی | |||||