وحشی بافقی (غزلیات)/اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند
ظاهر
| اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند | هر کس که از جان بگذرد بسیار خون آسان کند | |||||
| ای دل به راه سیل غم جان را چه غمخواری کنی | این خانهی اندوه را بگذار تا ویران کند | |||||
| جان صرف پرکاری که او چون رو به بازار آورد | بازار خوبان بشکند نرخ بلا ارزان کند | |||||
| از بی سر و سامانیم یاران نصیحت تا به کی | او میگذارد تا کسی فکر سرو سامان کند | |||||
| شد کعبهی دل از بتان بتخانه وحشی چون کنم | داغ رقیبانش اگر آتشگه گبران کنم | |||||