وحشی بافقی (غزلیات)/اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند)
'


 اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کندهر کس که از جان بگذرد بسیار خون آسان کند 
 ای دل به راه سیل غم جان را چه غمخواری کنیاین خانه‌ی اندوه را بگذار تا ویران کند 
 جان صرف پرکاری که او چون رو به بازار آوردبازار خوبان بشکند نرخ بلا ارزان کند 
 از بی سر و سامانیم یاران نصیحت تا به کیاو می‌گذارد تا کسی فکر سرو سامان کند 
 شد کعبه‌ی دل از بتان بتخانه وحشی چون کنمداغ رقیبانش اگر آتشگه گبران کنم