وحشی بافقی (غزلیات)/از آن تر شد به خون دیده دامانی که دارم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(از آن تر شد به خون دیده دامانی که دارم)
'


 از آن تر شد به خون دیده دامانی که دارمکه با تردامنان یار است جانانی که من دارم 
 اگر با من چنین ماند پریشان اختلاط منازین بدتر شود حال پریشانی که من دارم 
 ز مردم گر چه می‌پوشم خراش سینه‌ی خود راولی پیداست از چاک گریبانی که من دارم 
 کشم تا کی غم هجران اجل گو قصد جانم کننمی‌ارزد به چندین درد سر جانی که من دارم 
 مپرس از من که ویران از چه شد غمخانه‌ات وحشیجهان ویران کند این چشم گریانی که من دارم