وحشی بافقی (غزلیات)/آیین دستگیری ز اهل جهان نیاید

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(آیین دستگیری ز اهل جهان نیاید)
'


 آیین دستگیری ز اهل جهان نیایدبانگ درای همت زین کاروان نیاید 
 ای عندلیب خو کن با خار غم که هرگزبوی گل مروت زین بوستان نیاید 
 بر حرف اهل حاجت گوش قبول بگشاکاین حرف را نگوید کس تا به جان نیاید 
 ناچار گشته غربت دل را و گرنه هرگزمرغی بود که یادش از آشیان نیاید 
 کم آیدم به خاطر همصحبتان جانیکاتش به جان نگیرد دل در فغان نیاید 
 تیر دعا چه خوبست گر بر نشان توان زداما چه چاره سازم گر بر نشان نیاید 
 وحشی دگر نیاید سویم عروس دولتروزی بیاید آخر گر این زمان نیاید