وحشی بافقی (غزلیات)/آیین دستگیری ز اهل جهان نیاید
ظاهر
| آیین دستگیری ز اهل جهان نیاید | بانگ درای همت زین کاروان نیاید | |||||
| ای عندلیب خو کن با خار غم که هرگز | بوی گل مروت زین بوستان نیاید | |||||
| بر حرف اهل حاجت گوش قبول بگشا | کاین حرف را نگوید کس تا به جان نیاید | |||||
| ناچار گشته غربت دل را و گرنه هرگز | مرغی بود که یادش از آشیان نیاید | |||||
| کم آیدم به خاطر همصحبتان جانی | کاتش به جان نگیرد دل در فغان نیاید | |||||
| تیر دعا چه خوبست گر بر نشان توان زد | اما چه چاره سازم گر بر نشان نیاید | |||||
| وحشی دگر نیاید سویم عروس دولت | روزی بیاید آخر گر این زمان نیاید | |||||