وحشی بافقی (غزلیات)/آورده اقبالم دگر تا سجده‌ی این در کنم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(آورده اقبالم دگر تا سجده‌ی این در کنم)
'


 آورده اقبالم دگر تا سجده‌ی این در کنمشکرانه‌ی هر سجده‌ای سد سجده‌ی دیگر کنم 
 کردم سراپا خویش را چشم از پی طی رهتکز بهر سجده بر درت خود را تمامی سرکنم 
 گوگرد احمر کی کند کار غبار راه تواین کیمیاگر باشدم خاک سیه را زر کنم 
 تو خوش به دولت خواب کن گر پاسبانی بایدتمن از دعای نیم شب گردون پر از لشکر کنم 
 خصمت که هست اندر قفس بگذار با آه منشکو را اگریاقوت شد زین شعله خاکستر کنم 
 گر توتیایی افکنی در دیده ام از راه خوداز رشک چشم خود نمک در دیده‌ی اخترکنم 
 بر اوج تختت کاندر او سیمرغ شهپر گم کندمن پشه و از پشه کم کی عرض بال و پرکنم 
 وحشی چه پیش آرد که آن ایثار راهت را سزداز مخزن فیضت مگر دامن پر از گوهر کنم