هزار و یک سخن/ح

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(ح)

  1. حرام از هر راهی که آید میرود
🞻 حرام میخورم شلغم؟
  1. حرفت آموز تا از حرقت افلاس نسوزی

  1. حرف مرد زینت مرد است
  2. حرف حسابی جواب ندارد
  3. حرف حق تلخ است
  4. حرف راست را از بچه باید پرسید
  5. حرف شنیدن ادب است
  6. حرفی که از دهان در آید گرد جهان بر آید
  7. حرکت از تو برکت از خدا
  8. حریص با جهانی گرسنه است و قانع با نانی سیر
  9. حریص دایم در غم است هر قدر دارد پندارد کم است
  10. حریص همیشه محروم است
  11. حریف باخته همیشه از بخت خود نالان است
  12. حساب بمثقال دوستی بخروار
  13. حساب حساب کاکا برادر
🞻 حساب میخواهی جان آدم
  1. حسادت دوست از ضعف دوستی او است (ع)
  2. حسد آتشی است که چون برافروزد تر و خشک بسوزد
  3. حسن اخلاق برفتار خوب است نه بگفتار مرغوب
  4. حسن تدبیر نصف معاش است
  5. حسود از نعمت حق بخیل است و مردم بی‌گناه را دشمن
  6. حسود به مقصود نرسد
  7. حفظ جان واجب است و حفظ وطن از آن واجب‌تر
  8. حق به حق‌دار میرسد
  9. حق جل و علا می‌بیند و می‌پوشد همسایه نمی‌بیند و میخروشد
  10. حق شمشیر بران است
  11. حق گوی اگر چه تلخ باشد
  12. حق همواره منصور است و باطل پیوسته مقهور
  13. حکمت به لقمان آموختن بی‌ادبی است
  14. حکمت کمال نفس است و زر زیور تن
  15. حکیم آن است که بجهل خود مقر باشد و جاهل آن که بعلم خود مغرور (م)
  16. حکیمی که با جهال در افتد باید توقع عزت ندارد
🞻 حیا حصار ایمان است