محتشم کاشانی (قطعات)/ای تو را قدر و جلال از چرخ ذی قدرت زیاد
ظاهر
| ای تو را قدر و جلال از چرخ ذی قدرت زیاد | وی تو را جود و نوال از بجر گوهرپاش بیش | |||||
| در زمان چون تو سلطانی که اخراجات من | بیتعلل میدهد از مخزن احسان خویش | |||||
| از برای آن زمین کز من به جان شد منتقل | کرده صاحب جمع تو اطلاق مال سال پیش | |||||
| هر که با مداح خاص الخاص سلطان این کند | با دگر مردم چه باشد داب این بیداد کیش | |||||
| حسبةلله بر کش از سر این گرگ پوست | تا به مردم خویش را ننماید اندر رنگ میش | |||||