محتشم کاشانی (غزلیات)/از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است
ظاهر
| از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است | وین موجهای خون گل طوفان آتش است | |||||
| آهم شرر فشان شده یاران حذر کنید | کاین آه در تراوش باران آتش است | |||||
| اشگی که میرسد ز درونم به چشم تر | سیلی است کش گذر به بیابان آتش است | |||||
| آه بلند شعلهی من گرد کوی او | شب تا به روز مشعله گردان آتش است | |||||
| چشم کرشمه ساز تو را از نگاه گرم | پیوند تیر غمزه به پیکان آتش است | |||||
| از آه من مپوش رخ آتشین که باد | هرچند جان گزاست ولی جان آتش است | |||||
| دود درون محتشم از بس صفای دل | مانا به شعلههای درخشان آتش است | |||||