مثنوی معنوی/پیغام شاه پنهان با وزیر
ظاهر
| در میان شاه و او پیغامها | شاه را پنهان بدو آرامها | |||||
| آخر الامر از برای آن مراد | تا دهد چون خاک ایشان را به باد | |||||
| پیش او بنوشت شه کای مقبلم | وقت آمد زود فارغ کن دلم | |||||
| گفت اینک اندر آن کارم شها | کافکنم در دین عیسی فتنهها | |||||