مثنوی معنوی/رسیدن خرگوش به شیر
ظاهر
| شیر اندر آتش و در خشم و شور | دید کان خرگوش میآید ز دور | |||||
| میدود بیدهشت و گستاخ او | خشمگین و تند و تیز و ترشرو | |||||
| کز شکسته آمدن تهمت بود | وز دلیری دفع هر ریبت بود | |||||
| چون رسید او پیشتر نزدیک صف | بانگ بر زد شیرهای ای ناخلف | |||||
| من که پیلان را ز هم بدریدهام | من که گوش شیر نر مالیدهام | |||||
| نیم خرگوشی که باشد که چنین | امر ما را افکند او بر زمین | |||||
| ترک خواب غفلت خرگوش کن | غرهی این شیر ای خرگوش کن | |||||