مثنوی معنوی/جواب گفتن خرگوش ایشان را
ظاهر
| گفت ای یاران مرا مهلت دهید | تا بمکرم از بلا بیرون جهید | |||||
| تا امان یابد بمکرم جانتان | ماند این میراث فرزندانتان | |||||
| هر پیمبر امتان را در جهان | همچنین تا مخلصی میخواندشان | |||||
| کز فلک راه برون شو دیده بود | در نظر چون مردمک پیچیده بود | |||||
| مردمش چون مردمک دیدند خرد | در بزرگی مردمک کس ره نبرد | |||||