مثنوی معنوی/اشکال آوردن برین قصه
ظاهر
| ابلهان گویند کین افسانه را | خط بکش زیرا دروغست و خطا | |||||
| زانک مریم وقت وضع حمل خویش | بود از بیگانه دور و هم ز خویش | |||||
| از برون شهر آن شیرین فسون | تا نشد فارغ نیامد خود درون | |||||
| چون بزادش آنگهانش بر کنار | بر گرفت و برد تا پیش تبار | |||||
| مادر یحیی کجا دیدش که تا | گوید او را این سخن در ماجرا | |||||