قرآن فارسی/بقره

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو


سوره بقره مشتمل بر دویست و نود و شش آیه در مدینه نازل شده


﴿بنام خداوند بخشنده مهربان﴾

الم – اینست قرآن شکی نیست در آن راه‌نماست از برای پرهیزکاران (۲) آنکسانی که ایمان می‌آورند بغیب و بر پا میدارند نماز را و از هر چه روزی داده‌ایم بایشان انفاق میکنند (۳) و آن کسانی که ایمان میآورند بآنچه فرستاده شده است بسوی تو و آنچه فرستاده شده است پیش از تو که قرآن و تورات و سایر کتب آسمانی است که بر انبیا نازل شده است و آن کسانی که به آخرت یقین دارند (۴) آنها بر راه راستند از جانب پروردگار خودشان و ایشان رستگارند (۵) بدرستی که آنکسانیکه کافر شدند مساویست بر آنها که بیم کنی آنها را یا بیم نکنی ایمان نمی‌آورند (۶) مهر کرد خدا بر دلهای آنها و بر گوشهای ایشان و بر چشمهای آنها پرده‌ایست و از برای ایشان است عذاب بزرگی (۷) و از مردمان کسانی هستند که میگویند ما ایمان آورده‌ایم بخدا و بروز قیامت و نیستند آنها مؤمنین (۸) فریب میدهند آنها خدا را و آن کسانیرا که ایمان آوردند و فریب نمیدهند مگر خودشان را و شعور ندارند (۹) در دلهای آنها مرض است پس زیاد کند خدا مرض ایشان را و از برای آنهاست عذاب دردناک جهت این دروغ گفتنشان (۱۰) و اگر گفته شود از برای آنها که فساد نکنید در زمین گویند ما اصلاح‌کننده‌ایم (۱۱) آگاه باشید که اینها مفسدند ولی نمیدانند (۱۲) وقتی گفته شود بانها ایمان بیاورید همانطور که ایمان آوردند مردم گویند آیا ما ایمان بیاوریم بطوری که ایمان آورده‌اند کم‌عقلها آگاه باشید که ایشان تماماً کم‌عقلند ولی نمیدانند (۱۳) وقتی دیدند مسلمین را گویند ما ایمان آورده‌ایم وقتی خلوت کردند با شیطان‌های خودشان گویند ما با شمائیم غیر از این نیست که ما استهزاء میکنیم (۱۴) خدا استهزاء میکند بانها و مهلت میدهد آنها را در طغیان و سرکشی که حیران و سرگردانند (۱۵) اینها هستند که خریده‌اند گمراهی را براه راست پس نفع نکرد تجارت آنها و نیستند راه یافتگان (۱۶) مثل ایشان مثل کسی است که روشن کند آتش را پس چون روشن کرد آتش اطراف خود را ببرد خدا نور آنها را و وا بگذارد ایشان را در تاریکی که نبینند (۱۷) کرند و گنگ و کور و ایشان بر نمیگردند از عادات ذمیمهٔ خودشان (۱۸) یا مثل کسانی هستند که در بیابان بارش بسیار تندی بانها برسد در حالتی که بسیار تاریک باشد و رعد و برق شدیدی باشد میگذارند انگشتهای خودشان را در گوشهاشان از شدت صدای صاعقه از ترس مردن و خدا احاطه‌کننده است بکافران (۱۹) نزدیک است برق ببرد نور چشم‌های ایشان را هر وقت روشنی دیدند راه میروند در آن روشنی و هر وقت تاریک شد بر آنها بایستند اگر بخواهد خدا کرمی کند آنها را از رعد و کور میکند ز برق یقین خدا بر هر چیزی قادر است (۲۰) ای مردم عبادت کنید خدائی را که خلق کرد شما را و آنهائی را که پیش از شما بودند شاید شماها پرهیزکار شوید (۲۱) آنکه گردانید برای شما زمین را بساط گسترده و آسمان را سقف و فرستاد از آسمان آب پس بیرون آورد بسبب آن آب از میوه‌ها روزی از برای شما پس شما قرار ندهید از برای خدا شرکاء و شما میدانید که این بیانات از روی حقیقت است (۲۲) اگر شماها تردید دارید از قرآنی که فرستادیم بر پیغمبر که بندهٔ ماست پس بیاورید یک سوره مثل آن را و بخوانید گواهان خودتان را که بجز خداست اگر راست میگوئید (۲۳) پس اگر نکرده‌اید و نمیکنید این کار را پس بپرهیزید از آتشی که هیزمش از مردم گناهکار و از سنگهاست که مخصوص است از برای کفار (۲۴) و مژده بده ای پیغمبر آن کسانیرا که ایمان آوردند و اعمال خوب کردند بیقین از برای آنهاست باغهائی که جاری است از میان آن‌ها نهرهای آب و هر وقت روزی داده شوند از میوه‌های بهشت روزی آمادهٔ بگویند مؤمنین اینست آنچه روزی دادند ما را پیش از این و تمام میوه‌ها و مأکولات یکرنگ و یک طعم دارد و هر چه خوردند فوراً بجای آن مثل آن خلق میشود و از برای مؤمنین است در بهشت زنهای پاک و پاکیزه و ایشان در بهشت همیشه خواهند بود (۲۵) بدرستیکه خدا شرم نمیکند از اینکه مثل بیاورد و در امثال خود پشه و بزرگتر آنرا که مگس و عنکبوتست برای خدا هر مثلی که در قرآن بیاورد شرم و ملاحظهٔ در آن نیست پس اما آنهائیکه ایمان آوردند میدانند که این بیان درست است از جانب پروردگار دانا آن کسانیکه کافر شدند پس میگویند چه خدا خواسته است از این مثل گمراه میکند باین مثل بسیاری را و هدایت میکند بسیاری را و گمراه نمیکند بآن مثل مگر فاسقین را (۲۶) آنهائی که میشکنند عهد خدا را بعد از آنی که محکم کرده‌اند آن عهد را و قطع میکنند آنچه را که امر کرده است خدا بآن در وصل و پیوند و فساد میکنند در زمین آنها و کلا زیان‌کارند (۲۷) چگونه کافر میشوید بخدا و حال اینکه شماها مرده بودید پس زنده کرد شما را بعد میمیراند شما را باز زنده میکند شما را پس بسوی او بر میگردید (۲۸) اوست خدائی که خلق کرد از برای شما هر چه در زمین است و کلا پس از آن شروع کرد بخلق کردن آسمان‌ها پس مرتب کرد هفت آسمان و خدا بهر چیزی داناست (۲۹) وقتی گفت خدای تو از برای ملائکه من خلیفهٔ قرار میدهم در زمین گفتند ملائکه آیا میخواهی قرار بدهی کسیرا که فساد کند در زمین و بریزد خونها را و ما تسبیح میکنیم بحمد تو و تقدیس میکنیم تو را گفت خدا من میدانم چیزیرا که شما نمیدانید (۳۰) و تعلیم کرد خدا بآدم کل اسماء را پس عرضه کرد خدا مسمی اسماء را بر ملائکه و فرمود خبر بدهید بمن اسمهای این مسمیات را اگر راست میگوئید و قابل خلافت من هستید (۳۱) گفتند ملائکه منزهی تو ماها نمیدانیم چیزیرا مگر اینکه تعلیم کردهٔ تو ما را توئی دانا و حکیم (۳۲) گفت خدا ای آدم آگاه کن ملائکه را باسما این مسمیات پس چون آگاه کرد آدم ملائکه را باسماء آنها گفت خدا بملائکه نگفتم بشما من میدانم غیب آسمانها و زمین را و میدانم تمام آنچه را که آشکار و هر چه را پنهان میکنید (۳۳) وقتی گفتیم ما از برای ملائکه سجده کنید برای آدم پس سجده کردند مگر شیطان ابا کرد و تکبر کرد و بود از کافران (۳۴) و گفتیم ای آدم بمان تو و زنت در بهشت و بخورید از اطعمهٔ بهشت رایگان و بی‌زحمت هر جا که میخواهید و نزدیک نشوید باین درخت گندم که اگر نزدیک این درخت رفتید از جملهٔ ظلم‌کنندگان خواهید بود (۳۵) پس بلغزانید آدم و حوا را شیطان و خوردند از درخت گندم پس شیطان سبب بیرون کردن آن دو نفر شد از آن بهشت و نعمتهائی که در آن بودند و گفتیم بحوا و آدم فرود آیند از بهشت در حالتیکه بعضی از برای بعضی دیگر دشمن باشید و از برای شماست در زمین آرامگاه و اسباب آسایش تا روز مرگ (۳۶) پس رسید آدم از جانب خدا بکلماتی از اسرار پس بخشید او را بدرستیکه خداوند بخشنده است و مهربان است (۳۷) گفتیم ما فرود آئید و بیرون بروید از بهشت همه شماها که آدم و حوا و شیطان هستید پس اگر بیاید بسوی شما از جانب من راهنمائی هر کسی متابعت کند آن راه مرا پس نه ترس بر ایشان است و نه غمگین میشوند (۳۸) و آنهائیکه کافر شدند و تکذیب کردند آیات ما را آنها اصحاب آتش هستند و در آن آتش همیشه خواهند ماند (۳۹) ای پسرهای یعقوب ذکر کنید نعمتهائی که انعام کردم و دادم بشماها و وفا کنید بعهد من وفا میکنم بعهد شماها و بترسید از من (۴۰) و ایمان بیاورید بقران که فرستادم مصدق است آن قران تورات شما را و نباشد اول کافر بآن قرآن و نفروشید ایات مرا بقیمت کمی از من پرهیز کنید (۴۱) و نپوشانید حقرا بباطل و پنهان نکنید حقرا و شماها میدانید که نباید حرف حق را پنهان کرد (۴۲) و بر پا بدارید نماز را و بدهید زکوة را و رکوع کنید با رکوع‌کنندگان (۴۳) آیا امر میکنید مردم را به نیکوکاری و نفس خودتان را فراموش میکنید و حال آنکه شما ها میخوانید کتاب‌الله را آیا پس نمی‌فهمید (۴۴) و طلب یاری کنید از خدا به صبر کردن و به نماز گذاردن و بدرستیکه اینها کار بزرگی است در دین داشتن مگر بر کسانی که از خدا ترس دارند (۴۵) آنکسانی که گمان میکنند که خواهند دید پروردگار خود را و گمان دارند که بسوی خدا بر میگردند (۴۶) ای پسران یعقوب ذکر کنید نعمتهائی که انعام کردم بر شماها و من تفضیل دادم شما را بر تمام اهل عالم (۴۷) و بپرهیزید از روزی که جزا داده نمیشود شخصی عوض شخص دیگر هیچ چیز و قبول نمیشود از آن شخص شفاعت دربارهٔ دیگری و گرفته نمیشود از آن شخص عوض که بخواهد فدا برای گناه خودش بدهد و هیچ نصرت‌کننده و فریادرسی در آن روز ندارید (۴۸) و وقتی نجات دادم شما را از کسان فرعون که میچشانیدند عذابهای بد بشماها میکشتند پسرهای شما را و زنده میگذاشتند زنهای شما را و در بلای بزرگی بودید که میرسید از رب شما (۴۹) و وقتی که شکافتیم از برای شما دریا را پس نجات دادیم شما را و غرق کردیم کسان فرعون را و شماها میدیدید که چگونه گرفتار غرق شدن و هلاک شدن هستند (۵۰) و وقتی وعده دادیم ما موسی را چهل شب پس گرفتید شماها گوساله را در غیاب موسی و شما ظلم کردید (۵۱) پس بخشیدیم ما و گذشتیم از گناه شما بعد از این عملی که کردید شاید شماها شکر کنید (۵۲) و وقتی که دادیم ما بموسی کتاب و فرقان را شاید شماها هدایت شوید (۵۳) و وقتی که گفت موسی از برای قوم خودش ای قوم من بتحقیق شماها ظلم بنفس خودتان کردید بسبب اختیار کردن شما گوساله را پس توبه کنید بسوی خدای خودتان پس بکشید نفسهای امارهٔ خود را این بهتر است از برای شما در پیش خدای شما پس بخشید شما را بدرستیکه آن خداست قبول‌کنندهٔ توبه و مهربانست (۵۴) و وقتی گفتید ایموسی ایمان نمیآوریم ما تو را تا اینکه به‌بینیم خدا را آشکار پس گرفت شما را صاعقه و شما میدیدید (۵۵) پس بر انگیختیم شما را بعد از مردنتان شاید شما شاگرد شوید (۵۶) و سایبان قرار دادیم برای شماها ابر را و فرستادیم بر شما مرغ بریان‌شده و شبیه بر پختن چیزی که تغذیه میکردید بخورید از روزی‌های پاک و پاکیزه که بشما داده‌ایم و ظلم نکردید ما را لیکن نفسهای خودشان را ظلم میکنند (۵۷) و وقتیکه گفتیم ما داخل شوید این قریه را یعنی بیت‌المقدس را پس بخورید از ماکولات و میوه‌های آن هر چه میخواهید و در هر جا که میخواهید رایگان و بی زحمت و داخل شوید یکی از دربهای هفتگانه بیت‌المقدس را در حالتی که سجده کننده باشید خدا را و بگوئید حطة یعنی کلمه طلب آمرزش را میآمرزیم گناهان شماها و زود باشد که زیاد کنیم ثواب نیکوان را (۵۸) پس تبدیل کردند آنهائی که ظلم کردند قول و فرمایش ما را بغیر از آنچه گفته شد برای آنها پس فرو فرستادیم بر آن کسانیکه ظلم کردند عذابی از آسمان بسبب فسقی که میکردند (۵۹) و وقتی که آب خواست موسی برای قوم خود پس گفتیم ما بزن عصای خودت را بسنک پس باز شد از آن سنک دوازده چشمه بتحقیق دانستند هر سبطی آب خور خودشان را بخورید و بیاشامید از روزی خدا و از حد خود تجاوز نکنید در زمین در حالتی که فسادکننده باشید (۶۰) و وقتی گفتید ای موسی ما صبر نمیکنیم بر یک طعام پس بخواه از خدای خودت که بیرون بیاورد از برای ما از آن چیزهائی که سبز میشود از زمین از سبزیش و خیارش و سیر و عدس و پیازش گفت موسی آیا عوض می‌کنید چیز پست را با آن چیزهایی که بهتر است فرود آئید بشهر مصر بدرستی که از برای شما هست در مصر آنچه را که خواسته‌اید و زده شد برای گویندگان و اعتراض‌کنندگان ذلت و فقر و گرفتار شدند بخشمی از خداوند این گرفتاری آنها بسبب این بود که کفران میکردند بایات خدا و میکشتند پیمبران را بجهد و این اعمال آنها بسبب عصیان و تجاوز کردنشان بود از راه حق (۶۱) تحقیق از مؤمنین طاهری و یهود و نصارا و ستاره‌پرستان هر که حقیقت ایمان بخدا و روز قیامت آورد و عمل خوب کرد پس برای ایشان است اجر آنها نزد پروردگارشان نه ترس هست برای آنها و نه محزون میشوند (۶۲) و در وقتیکه گرفتیم عهد از شما بنی‌اسرائیل و بلند کردیم بالای سر شما کوه طور را بسیار خوف داشتید بگیرید احکام تورات را بتوانائی و قوت و ذکر کنید آنچه در آن تورات است از اوامر و نواحی شاید شما پرهیزید (۶۳) بس برگشتید بعد از این عهدی که کرده بودید پس اگر نبود فضل خدا و رحمت او بر شماها هر آینه میبودید از جمله زیان‌کاران (۶۴) هر آینه و بتحقیق دانستید آنهائی را که گذشتند از فرمان شما در فرایض حفظ روز شنبه گفتیم بانها باشید بوزینگان رانده‌شده (۶۵) پس گردانیدیم ان مسخیت را عبرت از برای آن‌هائی که بودند و آنهائی که بعد میآیند و پند از برای پرهیزکاران (۶۶) وقتی که گفت موسی از برای قوم خودش بدرستیکه خدا امر میکند شما را باینکه بکشید گاوی را گفتند آیا ما را استهزاء میکنی گفت موسی پناه میبرم بخدا اینکه باشم من از جمله نادانان (۶۷) گفتند قوم موسی که بخوان پروردگار خودت را معین کند از برای ما چه گاوی باشد که بکشیم گفت موسی بتحقیق خدا میفرماید که آن گاویست نه پیر از کار رفته و نه جوان کار ندیده میان این دو حالت پس بکنید آنچه را مأمور میشوید (۶۸) گفتند قوم بخوان خدای خودت را از برای ما معین کند چه رنک باشد آن گاو گفت موسی بدرستیکه خدا میفرماید گاو زرد خالص بی نشان باشد که رنگ آن سرور دهد نظرکنندگان را (۶۹) گفتند قوم بخوان از برای ما از خدای خودت ظاهر کند از برای ما که چه گاویست آن گاو مشتبه است بر ما و بدرستی که ما اگر خدا بخواهد هر آینه از جمله راه‌یافتگانیم (۷۰) گفت موسی بدرستیکه خدا میفرماید آن گاویست رام شیار نکرده باشد زمین را و آب نکشیده باشد برای زراعت بی عیب که رنگی دیگر نباشد در آن یعنی یکرنک باشد گفتند الان راست گفتی پس کشتند آن گاو را و نزدیک بود برای زیادی قیمت کشتن آن گاو را موقوف کنند (۷۱) وقتی کشتید نفس را یعنی عامیل را پس گفتگو و مرافعه در دارالحکومه در باب قتل آدمی کردید و هیچ یک اقرار قتل نمیکردید و خدا بیرون‌آورندهٔ آن چیزیست که پنهان میکنید (۷۲) پس گفتیم بزنید آن مرده را ببعضی از عضو آن گاو اینطور خدا زنده میکند مرده ها را و می‌بینید شماها آیات خدا را شاید تعقل کنید و بفهمید پس سخت شد دلهای شماها بعد از اینواقعه آ. و دلهای شما مثل سنک است یا سخت‌تر از سنک و بدرستیکه پارهٔ از سنگهاست که بیرون میآید از آنها نهرهای آب و بعضی دیگر از سنگهاست که باید منشق شود تا اینکه بیرون بیاید از آن آب و به تحقیق بعضی از آن سنگها هستند که از بلندیها می‌افتند به پائین از ترس خدا و نیست خدا غافل از آنچه میکند (۷۳) آیا طمع دارید باینکه یهودیها بگروند بشما و ایمان بیاورند و حال اینکه طایفه از ایشان هستند که میشنوند کلام خدا را بعد تحریف میکنند آن کلام خدا را بعد از اینکه فهمیدند معنی آن را و ایشان میدانند که خوبست ایمان آوردن برای آنها و ایمان نمی‌آورند (۷۴) و هر وقت ملاقات کنند آن کسانی را که ایمان آورده‌اند و میگویند ایمان آوردیم ما وقتی که خلوت کنند بعضی از ایشان با بعضی دیگر میگویند آیا شما حکایت میکنید برای مسلمانان بآنچه گشاده است خدا علم آن را برای شما تا اینکه خصومت کنند بشماها بجهت آن علومیکه از شماها فرا میگیرند روز قیامت در نزد پرورگار شما آیا تعقل نمی‌کنید (۷۵) آیا نمی‌دانند آن یهودان اینکه خدا میداند هر چه را که مخفی میدارند و هر چه را آشکار میکنند (۷۷) و بعضی از یهود هستند که خط و سواد ندارند و هیچ علم ندارند بتورات مگر اینکه آرزوی دانائیرا دارند و ایشان نیستند مگر اینکه گمان میکنند که میدانند و حال اینکه هیچ نمی‌فهمند (۷۸) پس وای بر آن کسانیکه مینویسند کتاب تورات را بطور تحریف با دستهای خود بعد میگویند این مکتوب از جانب خدا نازل شده است برای اینکه بفروشند آنچه نوشته‌اند بقیمت کمی پس وای از برای ایشان بجهت آن چیزهائی که نوشت دستهای ایشان باز وای از برای ایشان از آن چه کسب میکنند (۷۹) و گفتند ای یهود که هرگز نمی‌رسد بما آتش مگر روزی شمرده شده که هفت روز تا چهل روز است مطاق ایامی که گوساله پرستیدند بگو بآنها آیا شما گرفتید عهدی از جانب خدا پس اگر عهد گرفته باشید هرگز خلاف نمیکند خدا عهد خودش را یا میگوئید بر خدا چیزیرا که علم بآن ندارید (۸۰) آری هر کس کسب کند بدیرا و احاطه کند گناهانش باو پس آنها از یاران آتشند ایشان همیشه در آتش خواهند ماند (۸۱) و آنهائی که ایمان آوردند و کارهای خوب کردند آنها یاران بهشتند ایشان در بهشت خواهند ماند (۸۲) و هنگامیکه ما عهد گرفتیم از بنی‌اسرائیل که عبادت نکنید مگر بخدا و احسان کنید بپدر و مادر و خویشان نزدیک خود و یتیمها و فقیرها و بزبان خوش با مردم تکلم کنید و نماز کنید و زکوة بدهید بعد رو گردانید شماها مگر کمی از شما و شما از جمله برگشتگان از عهد خود هستید (۸۳) و هنگامیکه عهد گرفتیم از شما که خون یکدیگر را نریزید و بیرون نروید از خانه‌های خودتان پس اقرار کردید بان عهدی که با من کردید و حال اینکه خودتان شهادت میدهید و گواه که همین طور است (۸۴) پس ای گروه مردم شما میکشید از اهل خودتان را و بیرون میکنید بعضی از طائفه خودتان را از خانهای خودشان حمایت میکنید از یکدیگر که بان ها بدی و دشمنی بکنید و اگر اسیر از آنها بیاورید برای شما فدیه میدهند و میفروشند آنها را و حال اینکه این عمل حرامست بر شما بیرون کردن آنها آیا ایمان میآورید ببعضی از احکام تورات و کافر میشوید ببعضی دیگر پس چه چیز است جزای آنکه در میان شما اینطور میکند مگر خوار در زندگانی دنیا و روز قیامت برگشته می‌شوید بسوی سخت‌ترین عذاب‌ها و غافل نیست نیست خدا از آنچه میکنید (۸۵) آن گروه کسانی هستند که خریده‌اند زندگی دنیارا بآخرت پس گم نمیشود از ایشان عذاب و ایشان یاری کرده نمیشوند و احدی بآنها یاری نمیکند (۸۶) و بتحقیق آوردیم برای موسی کتاب تورات را از عقب او فرستادیم پیغمبرانرا و دادیم بعیسی پسر مریم معجزه‌ها را و تأیید کردیم او را بروح منزه پاک آیا پس هر وقت آمد از برای شما پیغمبریکه امر کند شما را بچیزهائیکه میل ندارد تنهای شما تکبر کردید پس طایفهٔ از شما تکذیب کردید پیغمبر مرسل را و نسبت دروغگوئی باو دادید و بعضی را کشتند (۸۷) و گفتند دلهای ما در غلافند بلکه لعنت کرد خدا ایشان را بسبب کفرشان پس کم است در میان ایشان که ایمان آورد (۸۸) و چون رسید بانها کتابی از جانب خدا یعنی قرآن که مصدق بود از برای چیزی که با یهود بود که تورات است و بودند پیش از بعثت پیغمبر از جمله کسانیکه طلب فتح و نصرت میجستند یهود بر آن کسانیکه کافر بودند به آمدن پیغمبر آخرالزمان پس چون آمد آن پیغمبر و وارد شد بر ایشان و شناختند که این همان پیغمبر موعود است تکفیر کردند باو پس لعنت خدا بر کافران (۸۹) بدست آنچیزیکه فروختند و بدل کردند با نفسهای خودشان که کفران میکنند بآنچه فرستاده است خدا یعنی قرآن را بسبب حسدیکه دارند که بفرستد خدا را از فضل خودش قرآن را بر کسیکه میخواهد از بندگان خودش پس رسیدند بغضبی بر غضبیکه درباره آنها بود یعنی خشمی تازه علاوه بر خشم سابق از جانب خدا برای خود حاصل نمودند و از برای کفار است عذاب دردناک (۹۰) و اگر گفته شود از برای آن یهودیها ایمان بیاورید بانچه فرستاده خدا گویند ایمان میاوریم بتوراتیکه فرو فرستاده است بر ما و کفر میورزند بانچه سوای تورات است و حال اینکه آن قرآن راست است و مصدق تورات است بگو برای چه کشتید پیغمبران خدارا پیش از اینکه ایمان بیاورید (۹۱) و بتحقیق آورد موسی برای شما معجزات پس گرفتید شما گوساله را بعد از دیدن آن معجزات و شماها ظلم کردید (۹۲) و آنوقتیکه گرفتیم ما عهد از شما و افراشتیم بالای سر شما کوه را بگیرید بقوت آنچه را که دادیم شما را و بشنوید گفتند شنیدیم و نافرمانی کردیم ما و حال اینکه بجهت کفری که داشتند محبت گوسالهٔ آشامیدن آب و غذای دل آنها بود بگو بد چیزی است آنچه را که امر میکند بشما ایمان شما بآنچیز اگر بودید شما از جمله مؤمنین (۹۳) بگو اگر هست برای شما خانه آخرت نزد خدا که مخصوص است بشما و دیگران چنین خانهٔ ندارند پس آرزو کنید مرگ را اگر راست میگوئید (۹۴) و آرزو نمیکنند مرک را هرگز بسبب اعمالی که از دستهای ایشان صادر شده است از پیش خدا داناست بظلم‌کنندگان (۹۵) هر آینه مییابی آن یهود را از سایر مردم حریصتر بر زندگانی و از آنهائیکه مشرکند دوست دارند افراد آنها که هزار سال عمر بکنند و نیست این زیادتی عمر دورکننده او را از عذاب و خدا بیناست بآنچه میکند (۹۶) بگو هر کس دشمن باشد از برای جبرائیل پس بدرستیکه آن جبرئیل فرود آورد قرآن را بر دل تو باذن خدا مصدقست آن قرآن از برای آنچه میان دو دست آنست که تورات و سایر کتب سماوی باشد و آن قرآن راه نماست و مژده‌دهنده است از برای مؤمنین (۹۷) هر که باشد دشمن از برای خدا و ملائکه و رسولان خدا و جبرئیل و میکائیل پس بدرستیکه خدا دشمن کفار است (۹۸) و بتحقیق فرستادیم ما بسوی تو معجزات آشکار و کافر نمیشود بآن معجزات مگر کسانیکه فاسقند (۹۹) آیا هر وقت عهد بستند عهد سستی در مطلبی انداختند آنعهد خود را طایفه از ایشان بلکه بیشتر از ایشان ایمان نمیآورند (۱۰۰) و چون آمد آنها را پیغمبری از جانب خدا که در تورات تصدیق نبوت او شده است انداختند طایفهٔ از آنکسانیکه تورات برای آنها داده شده است یعنی علمای یهود کتاب خدا یعنی تورات آنبپشت سرشان گویا ایشان نمی‌دانند (۱۰۱) پیروی میکنند آنچه را که خوانده‌اند شیطانها در ایام سلطنت سلیمان و کافر نشد سلیمان لیکن شیاطین کافر شدند میآموختند آن شیاطین بمردم سحر را و آن چه فرستاده شده بود بر دو فرشته که هاروت و ماروت بودند در شهر بابل و نیاموختند آن دو فرشته سحر را باحدی تا این که گفتند بتحقیق ما آزمایش مخلوقیم پس کافر مشو که معتقد شوی سحر کردن گناه ندارد پس میآموختند مردم از آن دو فرشته چیزهایی را که جدائی میاندازد بسبب آنچیزها میانه زن و شوهر و نبودند آنکسانیکه این علم را از فرشتگان فراگرفته بودند که باحدی ضرری نرسانند این علم مگر باذن خدا و یاد میگرفتند مردم از فرشتگان چیزهائیرا که نه ضرری در آن بوده و نه نفعی و بتحقیق دانستند که هر که بخرد این علم را یعنی سحر را اختیار کند در اخرت بهره و نسبی برای او نخواهد بود و هر آینه بد چیزیست آنچه که خریدند بآن چیز خودشانرا اگر بدانند و بفهمند که سحر یاد گرفتند و از آخرت محروم شدند اگر بدانند (۱۰۲) و اگر اینکه آنها ایمان میآوردند و پرهیز میکردند و آجرت میافتند از جانب خدا بهتر بود اگر میدانستند (۱۰۳) ای آنکسانیکه ایمان آورده‌اید در تکلم به پیغمبر نگوئید راعنا یعنی مراعات ما را بکن بلکه بجای این کلمه بگوئید انظرنا یعنی نظر کن ما را و بشنوید ای مردم فرمایشات پیغمبر را و از برای کافرانست عذاب دردناک (۱۰۴) دوست ندارند کفار از یهودیها و مشرکین اینکه برسد چیزی از جانب خدا بر شما مسلمانان و خدا اختصاص میدهد برحمت خودش هر که را میخواهد و خدا صاحب بخشش بزرگست (۱۰۵) هر چه از آیات قرآن را نسخ کردیم یا ترک کنیم میاوریم بهتر از آنرا یا مثل آنرا آیا ندانستی اینکه خدا بر هر چیز قادر است (۱۰۶) آیا ندانستیکه پادشاهی آسمانها و زمین از برای خداست و نیست از برای شما سوای خدا دوستی و سوای خدا نیست یاری (۱۰۷) آیا میخواهید که بپرسید از پیغمبر خودتان همانطور که میپرسیدند یهود از موسی پیش از این هر که تبدیل کند کفر را بایمان بتحقیق گم کرده است راه راست را (۱۰۸) دوست دارند بسیاری از اهل کتاب که یهود و غیره هستند که شاید برگردانند شماها را بسوی کفر بعد از اینکه ایمان آوردید از جهت حسدی که دارند در جزو طبیعت خودشان بعد از اینکه ظاهر شد از برای آنها حق پس عفو کنید و در گذرید و روی بگردانید از ایشان تا بیاورد خدا امر خودش را بدرستیکه خدا بر هر چیز قدرت دارد و تواناست (۱۰۹) و بر پا دارید نماز را و بدهید زکوة را و آنچه پیش میفرستید از برای خودتان از خیریت میابید آنرا نزد خدا بدرستیکه خدا بهرچه میکنید بیناست (۱۱۰) و گفتند داخل نمیشود ببهشت مگر کسی که هست یهودی یا نصاری اینست آرزوهای آنها بگو ای پیغمبر بیاورید برهان خودتان را اگر راست میگوئید (۱۱۱) آری هر که خالص کرد روی خود را از برای خدا و حال اینکه او نیکوکار است پس برای اوست اجر او نزد پروردگار خودش و نه ترسی بر ایشان است و نه ایشان غم و اندوهی دارند (۱۱۲) و گفتند یهودیها که نیستند نصاری بر چیزی و گفتند نصاری نیستند یهودی بر چیزی و حال اینکه یهودان کتاب تورات میخوانند و میدانند و همینطور گفتند آنهائیکه هیچ نمیداند از کفار و سایر طبقات مثل آنچه یهود و نصاری دربارهٔ یکدیگر گفته‌اند خدا حکم میکند میانهٔ آنها روز قیامت در چیزی که اختلاف داشته‌اند در میانه خودشان (۱۱۳) و کیست ظالمتر از آن کسی که منع کرد مسجدهای خدا را از اینکه ذکر بشود در آن مسجدها اسم خدا و اهتمام کرد در خرابی آن مسجدها ایشان کسانی هستند که نیست از برای آنها که داخل بشوند مسجدها را مگر در حالت ترس از برای آنها در دنیا خواری است و از برای آنهاست در آخرت عذاب بزرک (۱۱۵) و از برای خداست مشرق و مغرب پس بهر طرف رو بیاورید پس آنجا رو بخداست بدرستیکه خدا وسعت‌دهنده و داناست (۱۱۶) و گفتند ترسایان که گرفته است خدا عیسی را برای خودش ولد منزه است خدا بلکه از برای خداست هر چه در آسمانها و زمین است تماما از برای او فرمان‌برند (۱۱۷) پدیدآورندهٔ آسمان‌ها و زمین است و اگر اراده کند امری را بتحقیق پس میگوید از رای آن امر باش پس موجود میشود (۱۱۸) و گفتند آنکسانی که علم ندارند و نمیدانند چرا حرف نمیزند خدا با ما یا اینکه چرا نمیآورد برای ما آیتی همینطور گفتند آن کسانیکه بودند قبل از اینها مثل گفته‌های اینها شباحت دارد دلهاشان بیکدیگر بتحقیق ظاهر کردیم ما آیات را از برای طایفهٔ که یقین دارند (۱۱۹) بدرستیکه ما فرستادیم ترا ای پیغمبر براستی مژده‌دهنده و ترساننده و سئوال کرده نخواهی شد روز قیامت از یاران دوزخ که چرا آنها را براه حق در نیاوردی که مستوجب آتش نشوند (۱۲۰) و راضی نمیشوند یهود و نصاری از تو تا اینکه متابعت کنی کیشهای آنها را یعنی دین ایشان را بگو ای پیغمبر بدرستیکه راه نمائی خدا راه روشن است و هر آینه اگر متابعت کنی خواهش یهودیان را بعد از اینکه دریافتی علم را نخواهد بود برای تو از خدا هیچ دوستی و هیچ یاری‌کننده (۱۲۱) آن کسانیکه دادیم آنها را کناب تورات و میخوانند آن کتابرا و حق خواندن را بجا میآورند ایشانند که ایمان میآورند و میگروند بکتاب خدا و هر که کفران میکند بکناب خدا و تعریف میکند و حق تلاوت را بجا نیاورد آنها کساند زیان کاران (۱۲۲) ای بنی‌اسرائیل ذکر کنید و بیاد آورید نعمت مرا که انعام کردم بر شما بدرستیکه من تفضیل دادم شما را بر جهانیان (۱۲۳) و بپرهیزید از روزیکه جزا داده نمیشود از کسی بدیگری هیچ چیز را و قبول نمی‌شود از احدی عطا و رشوه و نفع نمی‌دهد کسیرا شفاعتی و نه ایشان یاری کرده میشوند (۱۲۴) و وقتی آزمود ابراهیم را پروردگار او بکلمهٔ چند پس ابراهیم باتمام رسانید آن چه را که رضای خدا در آن بود و گفت خدا بدرستیکه من ترا امام قرار دادم از برای مردم گفت ابراهیم بعضی از اولاد مرا هم امامت عطا فرما گفت خدا نمیرسد عهده من بظالمین از ذریة تو یعنی بصالحین آنها امامت داده خواهد شد چنان چه به پیغمبر و علی و اولاد داود داده شد ( ۱۲۵) و وقتی قرار دادیم خانهٔ مکه را محل بازگشت و عبادت‌گاه از برای مردم و مامن بگیرید از مقام ابراهیم محل نماز را و عهد فرستادیم ما بسوی ابراهیم اسمعیل اینکه پاک کنید خانه مرا از بتها و سایر نجاسات از برای طواف‌کنندگان و آنها که همیشه در آنجا مجاور و معتکف هستند و برای رکوع‌کنندگان و سجودکنندگان (۱۲۶) وقتی گفت ابراهیم پروردگارا بگردان این شهر را مامن و روزی بده اهل آنرا از میوه‌جات آنهائی که ایمان بخدا آوردند و ایمان بروز قیامت دارند گفت خدا هر که کافر شد پس روزی کم باو میدهم مضطر گردانم او را بسوی عذاب آتش و بدترین مرجع است آن عذاب (۱۲۷) و وقتی که بلند کرد ابراهیم و اسمعیل دیوارهای خانه مکه را گفت ای پروردگار ما قبول کن از ما بدرستیکه خودت شنونده و دانا هستی (۱۲۸) ای پروردگار ما و برگردان ما را مسلمان از برای خودت و از اولاد ما امت مطیع از برای خودت و بنما بما محل عبادت ما را از لوازم حج کردن و قبول توبه کن بر ما بدرستیکه تو خودت قبول توبه‌کننده و بخشایندهٔ (۱۲۹) ای پروردگار ما و بر انگیز از میان اولاد ما پیغمبری از ایشان که بخواند بر مردم آیتهای ترا و بیاموزد کتاب و حکمت را برایشان و پاک کند آنها را از شرک و کفر بدرستیکه تو خودت عزیز و حکیمی (۱۳۰) و کیست که بر گردد از ملت ابراهیم مگر آنکه خوار کند خود را و به تحقیق برگزیدیم ما ابراهیم را در دنیا و بدرستیکه او در آخرت از جمله نیکمردان و خوبانست (۱۳۱) وقتی گفت خدا ای ابراهیم باو منقاد شو گفت ابراهیم منقاد شدم از برای پرودگار عالمیان (۱۳۲) و وصیت کرد ابراهیم بانقیاد پسران خود را و یعقوب پسران خود را ای پسران من بدرستیکه خدا گزید از برای شما دین را پس نباید بمیرید البته مگر در حالت اسلام (۱۳۳) یا بودید شما حاضران وقتی رسید مرک بیعقوب وقتی گفت بعقوب از برای پسران خودش چه چیز را عبادت میکنید بعد از من گفتند عبادت میکنیم خدای ترا و خدای پدران تو ابراهیم و اسمعیل و اسحق را که خدای یگانه است و ما برای او منقادیم (۱۳۴) آنها گروهی بودند که بتحقیق باقی ماند برای آنها هر چه کسب کردند و اندوختند و از برای شما هم خواهد بود هر چه کسب بکنید ویرا یعنی از دین خود ذخیره بگذارید. اعمال گذشتگان را از شما نخواهند پرسید و عقوبت آنها را از شما نخواهند کشید (۱۳۵) و گفتند یهود و نصاری به مسلمانان که شما مثل ما یهود و نصاری شوید که راه بیابید در درگاه خدا بگو ای پیغمبر جواب آنها را بلکه متابعت میکنم ملت ابراهیم را که میل میدهد تمام کجیها را براستی و نبود است ابراهیم از مشرکان (۱۳۶) بگوئید ایمان آوردیم بخدا و آنچه فرستاده شده بسوی ما و آنچه فرستاده شد بسوی ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب و فرزندان یعقوب و آنچه داده شد بموسی و عیسی و بآنچه داده شد به پیغمبران از جانب پروردگار آنها فرق نمیگذاریم میانهٔ احدی از آنها و ما از برای خدا منقاد و مطیعیم (۱۳۷) پس اگر ایمان بیاورند یهود و غیره بمثل ایمانی که شما مسلمانان آورده‌اید بخدا بتحقیق راه راست یافته‌اند و اگر رو بگردانند از این طور ایمان پس جز این نیست که ایشان در خلاف و نزاعند پس زود است که کفایت کند خدا ترا از شر ایشان یعنی یهود و نصاری و اوست شنونده و دانا (۱۳۸) رنک خداست که دلهای مسلمانان را به روشنی نور ایمان رنگین کرده است و کیست بهتر از خدا در رنک کردن و ماها برای خدا عبادت میکنیم (۱۳۹) بگو ای پیغمبر به یهودیان آیا خصومت و جدال میکنید با ما دربارهٔ خدا که اختصاص میدهد خدا را بخودتان و حال اینکه آن خدا پروردگار ما و آفریننده شماست و مخصوص برای هیچکس نیست و از برای ماست خوب و بد اعمال خودمان و از برای شما نیک و بد اعمال خودتان و مائیم که از برای خدا مخاص و موحد نه شماها (۱۴۰) یا میگوئید بدرستیکه ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب و فرزندان یعقوب یهودی یا نصاری بودند بگو در جواب آنها آیا شما بهتر میدانید یا خدا و کیست ظالمتر از کسی که کتمان کند شهادت خودش را از خدا و نیست خداوند غافل از آن چه میکنید (۱۴۱) آنها گروهی بودند که بتحقیق گذشتند و رفتند و از برای آنهاست هر چه را که کسب کردند و از برای شماهاست آنچه را که کسب کردید شما و سئوال کرده نمی‌شوید از اعمال گذشتگان (۱۴۲) زود است که میگوئید سفهای مردم چه بود که بر گردانید مسلمانان را از قبلهٔ خودشان که بودند بر آن یعنی بیت‌المقدس که برگشتند رو بمکه بگو از برای خداست مشرق و مغرب راه مینماید خدا هر که را میخواهد براه راست (۱۴۳) و اینطور گردانیدیم شما مسلمانان را گروه وسط یعنی با عقل و عدالت تا اینکه گواه و شاهد باشید بانکار مردم پیغمبران را و باشد رسول خدا گواه و شاهد بر شما و نگرداندیم ما قبله آنجائیرا که بودی تو بر او یعنی بیت‌المقدس بطرف مکه مگر اینکه بدانیم کیست که متابعت میکند پیغمبر را از اینکه برگردد بر پاشنهای پای خودش اگرچه بود برگرداندن قبله کار بزرگی مگر برای آنکسانیکه راه نموده بود خدا بآنها و خدا ضایع نمیکند ایمان شماها را بدرستیکه خدا هر آینه بمردم رؤف و مهربانست (۱۴۴) بیقین میبینم برگشتن روی ترا بسوی آسمان بجهت رسیدن وحی پس هر آینه بگردانیم البته ترا بقبله که بپسندی آنرا پس بگردان روی خود را بطرف مسجدالحرام و هر جا باشید پس بگردانید روهای خودتانرا بطرف مسجدالحرام بدرستی آنهائیکه داده شدند و دیده‌اند کتاب خدا را هر آینه میدانند که این مطلب حقست از جانب پروردگار خودشان و نیست خدا غافل از آنچه میکنند یهود و نصاری (۱۴۵) و هر آینه اگر بیاوری تو آنکسانیرا که داده شده‌اند کتابرا یعنی صاحبان تورات و انجیل بهر آیهٔ متابعت نمیکنند قبله ترا و تو هم متابعت نخواهی کرد قبله آنها را و نیستند پارهٔ از آن مردم متابعت‌کننده قبله بعضی دیگر را و اگر متابعت کنی تو که پیغمبر هستی خواهشهای ایشانرا بعد از اینکه علم بتو داده شد بدرستیکه تو در آنوقت از جمله ظلم‌کنندگان خواهی بود (۱۴۶) آنهائی که دادیم ما ایشانرا کتاب یعنی تورات و انجیل را میشناسند پیغمبر را همانطور که میشناسند پسرهای خودشانرا و بدرستیکه طایفهٔ از آنها محض عناد و لجاج هر آینه کتمان می کنند حقرا و حال اینکه ایشان میداند که چه آیات بر تصدیق نبوت پیغمبر در تورات هست (۱۴۷) حق از جانب پروردگار تو است پس میباشی تو از جمله شک‌کنندگان (۱۴۸) و از برای هر صاحب شریعتی قبله‌ایست که خدا گرداننده روهای مردم است بآن قبله پس پیشی بجوئید خیرات را هر جا باشید میاورد خدا همه شما را روز قیامت برای امتیاز دادن خوبرا از بد بدرستیکه خدا بر هر چیز قادر است (۱۴۹) و از هر جا بیرون رفتی تو ای پیغمبر پس بگردان روی خودترا بطرف مسجدالحرام و بدرستیکه آن قبله هر آینه حقست از جانب پروردگار تو و نیست خدا غافل از هر چه می‌کنید (۱۵۰) و از هر جا برون رفتی بگردان روی خودت را بطرف مسجدالحرام تا اینکه نباشد از مردم بر شما حجتی مگر آنکسانیکه ظلم کردند از ایشان یعنی از یهود مدینه پس مترسید از ایشان و بترسید از من تا اینکه تمام کنم نعمت خودم را به شما و شاید شما راه بیابید (۱۵۱) همچنانکه فرستادیم ما میان شما رسولی از خودتان که میخواند بر شما آیات و احکام ما را و پاک میکند شماها را و تعلیم میکند کتاب و حکمت را بشما و تعلیم میکند هر چه را نمی دانید بشما (۱۵۲) پس ذکر کنید مرا تا ذکر کنم شما را و شکر کنید از برای من و کفران نکنید مرا (۱۵۳) ای آنکسانیکه ایمان آورده‌اید مدد جوئید بسبب صبر و صلواة بدرستیکه خدا با صبرکنندگان است (۱۵۴) و نگوئید برای آنکسانیکه کشته شوند در راه خدا مردگانند بلکه زندگانند ولیکن شما نمیدانید (۱۵۵) و هر آینه آزمایش کنیم شما را البته بچیزی از ترس و گرسنگی و کم شدن از مالها و اشخاص و میوه‌جات و مژده بده صبرکنندگان را (۱۵۶) آنهائیکه اگر برسد بآنها مصیبتی بگوئید ما از خدائیم و بتحقیق ما بسوی خدا رجوع‌کنندگانیم (۱۵۷) آن گروه بر ایشانست درودها از جانب پروردگارشان و رحمت بر آنها و اینها هستند که راه یافتند (۱۵۸) بدرستیکه صفا و مروه از نشانهای خداست پس هر کس حج کرد خانه کعبه را با اعمال مخصوص یا عمره بجای آورد که زیارت بکند مکه را بدون اعمال حج پس بحثی بر او نیست اینکه طواف بکند بصفا و مروه و هر کس رغبت کند حدی را از حج و عمره پس بدرستیکه خدا جزادهنده است شکر کنندگانرا و داناست (۱۵۹) بدرستی آن کسانیکه کتمان میکنند آنچه را فرستادیم ما از حجتها و راه‌نمائی‌ها بعد از این که آشکار کردیم از برای مردم در قرآن ایشانند که لعنت میکند خدا آنها را و لعنت میکنند بآنها لعن کنندگان (۱۶۰) مگر آنهائی را که توبه کردند و اصلاح کردند مفاصد اعمال خود را و بیان کردند آنچه را که حق تعالی در کتاب ایشان بیان کرده بود پس اینگروه را می‌پذیرم توبهٔ ایشان را و منم قبول کنندهٔ توبه و رحم کننده (۱۶۱) بدرستی آنکسانیکه کافر شدند و مردند و ایشان باقی بکفر خود بودند آن گروه لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم بر آن جماعت باد (۱۶۲) همیشه بمانند در جهنم با آن لعنت کم نمیشود از ایشان عذاب و نه ایشان مهلت داده میشوند «۱۶۳) و خدای شما خدای یکتاست نیست خدائی مگر او که بخشاینده و مهربانست (۱۶۴) بدرستی که در خلقت آسمانها و زمین و اختلاف شب و روز و کشتی که حرکت میکند در دریا بآنچه منفعت میدهد مردم را و آنچه فرو فرستاد خدا آب از آسمان پس زنده کرد بآن آب زمین را بعد از مردن آن زمین و پراکنده کرد در زمین از هر جنبنده و گردانیدن بادها و ابریکه مسخر است میان آسمان و زمین هر آینه اینها دلایل است از برای گروهیکه بفهمند و تعقل کنند (۱۶۵) و از جمله مردم هستند که میگیرند بت‌ها را همتا برای خدا دوست دارد آن بتها را مثل دوست داشتن موحدین خدا را و آنهائیکه ایمان آورده‌اند خدا را بیشتر از هر کس دوست دارند و چون ملتفت شوند آن کسانیکه ظلم کردند وقتیکه ببینند عذاب را که تمام قوه از برای خداست و بدرستی که خدا سخت عذابست (۱۶۶) وقتی بیزاری کنند آنکسانیکه متابعت کردند دین اسلام را از آن کسانیکه متابعت کردند رؤسای مشرکین را و به‌بینند متابعین مشرکین عذاب را و قطع بشود برای آنها اسباب و روابطی که در دنیا با یکدیگر داشتند (۱۶۷) و گفتند آنهائی که تابع مشرکین بودند اگر میبود از برای ما که یک کرت دیگر بدنیا برمیگشتیم پس بیزاری میجستیم از ایشان یعنی از رئیس مشرکین همچنانکه بیزاری جستند از ما و بیفایده بودند برای ما اینطور مینماید خدا عملهای ایشانرا حسرتها بر ایشان و نیستند ایشان بیرون آینده از آتش (۱۶۸) ای مردم بخوررید از آنچه در زمین حلال و پاکست و متابعت نکنید وسوسه‌های شیطان را بدرستی که شیطان از برای شما دشمن آشکاریست (۱۶۹) اینست بتحقیق که امر میکند شیطان شما را ببدی و زشتی و امر میکند باینکه بگوئید بر خدا آنچه را که نمی دانید (۱۷۰) و اگر گفته شود از برای کفار که متابعت بکنید آنچه را که فرستاده است خدا از حلال و حرام در قرآن گویند بلکه متابعت میکنیم ما آنچه را که یافته‌ایم پدران خودمان را بر آن اگرچه بودند پدران آنها نه چیزی میدانستند و نه راه می‌یافتند (۱۷۱) و مثل آنکسانیکه کافر شدند مثل آنکسی است که بانک می‌زند بآن حیوانی که نمی شنود مگر خواندنی و آوازی و هیچ نمیفهمند که مقصود صدازننده چیست آنها کرند و گنک و کورند پس ایشان نمی‌یابند (۱۷۲) ای کسانیکه ایمان آورده‌اید بخورید از روزیهای پاک که روزی دادیم شما را و شکر بکنید از برای خدا اگر هستید خدا را میپرستید (۱۷۳) بتحقیق حرام گردانید خدا بر شما مردار را و خون را و گوشت خوک و هر چه را که باسم غیر خدا کشته باشند پس هر کس مضطر و محتاج باشد در صورتیکه دزد و قطاع الطریق نباشد و از حد اندازه سد رمق هم تجاوز نکند پس گناهی بر او نخواهد بود که میته و گوشت خوک و غیره آن را بقدر احتیاج بخورد بدرستی که خدا آمرزنده و مهربان است (۱۷۴) بدرستی آنکسانیکه می‌پوشانند آن چه را که فرو فرستاده است خدا در تورات از فضایل پیغمبر و میفروشند کتمان کردن صفات پیغمبر را برشوه و بهای کمی که از جهال قوم خودشان بآنها داده میشود آن گروه نمیخورند در شکمهای خودشان مگر آتشرا و تکلم نمیکنند خدا بآنها روز قیامت یعنی اعتنا نمیکند خدا بآنها و پاک نمیکند خدا آن ها را از خبث و نجاستی که دارند و از برای آنهاست عذاب دردناک (۱۷۵) آن گروهند کسانیکه خریدند گمراهی را براه راست و عذابرا بمغفرت پس چه چیز تاب و صبر داد آنها را بر آتش (۱۷۶) اینعذاب معذبین بجهة اینست که خدا فرستاد تورات را براستی و بیقین آنکسانیکه اختلاف کردند در تورات و نعمت پیغمبر را در آن پوشانیدند هر آینه در خلاف دوری هستند (۱۷۷) نیست خوبی و رستگاری باینکه بگردانید روهای خود تان را بطرف مشرق که طریقه نصاری است یا بطرف مغرب که طریقهٔ یهود است ولیکن رستگاری از برای کسیست که ایمان بخدا داشته باشد و ایمان بروز قیامت و ملائکه و قرآن و پیغمبران داشته باشد و بدهد مال خودشرا در راه دوستی خدا بخویشان نزدیک خودش و به یتیمها و فقیرها و ابن سبیل یعنی مسافرین که از راه میرسند و سئوال‌کنندگان و در آزاد کردن بندگان و نماز گذارد و زکوة دهد و وفاکنندگان بعهدشان اگر عهدی کرده باشند و صبر کنندگان در کارزار و سختی و صبر کردن در وقت تعب و زحمت اینها هستند آن کسانیکه راست گویند و اینها هستند پرهیزکار (۱۷۸) ای آن کسانیکه ایمان آورده‌اید نوشته شد بر شما قصاص و در بر کشتگان آزاد بعوض آزاد بنده بعوض بنده زن عوض زن پس هر کس از صاحب مقتول ببخشد از برای قاتل که برادر دینی اوست چیزیرا که عوض کشتن قاتل بگرفتن دیه صلح کند پس لازم است که متابعت کند قاتل او را بخوبی و خرمی و دادن دیه را باو با احسان و نیکوئی این بخشیدن خون و گرفتن دیه سبکباریست از جانب پروردگار شما و رحمت است پس هر که در گذرد بعد از این یعنی بعد از گذشتن و دیه گرفتن باز در مقام قتل آن قاتل بر آید پس از برای اوست عذاب دردناک (۱۷۹) و از برای شما در حکم قصاص زندگانیست ای صاحبان عقول کامله شاید شما بپرهیزید (۱۸۰) نوشته شد بر شماها هر وقت نزدیک شد برای یکی از شماها مردن که وصیت کنید مالی را برای پدر و مادر و خویشان خودتان به نیکوئی این کار سزاوار است بر پرهیزکاران (۱۸۱) پس هر کس تبدیل کند بعد از آنکه شنید وصیت کردن موصی را پس جز این نیست که گناه آن بر آن کسانی است که تبدیل میکند آن وصیت را بدرستی که خدا شنونده و داناست (۱۸۲) پس هرکس بترسد یعنی گمان ببرد از وصیت‌کننده میلی یعنی پشیمانی یا گناهی از عدول حق باطل پس اصلاح کند میانه ایشان را پس گناهی نخواهد بود بر اصلاح‌کننده بدرستیکه خدا آمرزنده و مهربانست (۱۸۳) ای کسانیکه ایمان آورده‌اید نوشته شد بر شما روزه چنانچه نوشته بر آن کسانی که قبل از شما بودند شاید شما بپرهیزید (۱۸۴) روزهای شمرده شده معلوم پس هر کس از شما مریض باشد یا در سفر باشد پس بشمارد از روزهای دیگر غیر ماه رمضان و بر کسانیکه طاقت روزه گرفتن دارند ولی بر آنها بسیار شاق است و بجهت کبر سن و غیر آن زحمت فوق العاده دارد برای آنها روزه گرفتن فدا بدهند باینکه فقیری را غذا بدهند بقدر معینی پس کسیکه رغبت کند باینکه زیادتر از آن مقدار معین بآن فقیر بدهند بهتر است برای او و روزه گرفتن شما بهتر است برای شما اگر بدانید (۱۸۵) ماه رمضان آن چنان ماهی است که نازل شده در آن ماه قرآن راه نماست برای مردم و حجتهاست از راه راست و جدا کننده است پس هر که دریافت از شما ماه رمضان را باید روضه بدارد آن ماه را و هر کس ناخوش باشد یا در سفر باشد پس بشمارد آنچه روزه خورده است از ماه‌های دیگر روزه بگیرد اراده میکند بشما خدا آسانی را و اراده نمیکند بشماها مسلمانان زحمت و تنگی را و تا کامل کنید روزه های ماه رمضان را و تا بزرک بشمارید خدا را بر آنچه هدایت کرده است شما را شاید شما شکر خدا را بجا بیاورید (۱۸۶) و وقتی سؤال کنند تو را بندگان من از من پس من نزدیکم اجابت میکنم دعوت خواننده را وقتی بخوانند مرا پس باید اجابت کنند از برای من باینکه حاجت خود را از من بخواهند و باید ایمان بیاورند بمن شاید ایشان بفلاح و رستگاری برسند (۱۸۷) حلال کرده شد از برای شمه شب‌های ماه رمضان جماع کردن با زنهای خودتان ایشان یعنی زنان شما لباسند از برای شما و شما لباسید از برای ایشان دانست خدائیکه شما خیانت بخودتان میکردید اگر جماع کردن بر شما حلال نمیشد باینجهت حلال کرد برا شما و عفو کرد از شما پس حالا مباشرت کنید با زنها و طلب کنید آنچه را که نوشته است خدا از برای شما و بخورید و بیاشامید در شب رمضان تا اینکه آشکار شود از برای شما رشتهٔ سفید از رشته سیاه افق در صبح پس تمام کنید روزه را تا شام و مباشرت نکنید با زنها در حالتی که شما معتکف در مسجدها باشید اینست حدهای خدا پس نزدیک نشوید منهیات را اینطور آشکار میکند خدا آیات خودش را از برای مردم شاید ایشان بپرهیزند (۱۸۸) و نخورید مالهای خود را در میانهٔ خودتان بطور تضییع و میندازید ترافع خود را سوی حکام تا اینکه بخورند بعضی از اموال مردم را بزشتی و حال اینکه شماها میدانید که نباید اینکارها را کرد (۱۸۹) میپرسند تو را ای پیغمبر از هلال‌ها یعنی تارک شدن در اول هر ماه بگو آنها مواقیتند از برای مردم که وقتهای خود را بشناسند و مواقیت است از برای حج کردن و نیست خوب و شایسته که بیائید بخانها در پشت بامها ولیکن شایسته اینست که بپرهیزند و احتیاط کنند و از درب این خانها داخل شوید و بپرهیزید از خدا شاید شماها رستگار شوید (۱۹۰) و جنک و مقاتله کنید در راه خدا با آنکسانیکه مقاتله میکنند با شما و تجاوز نکنید از مخالفین بدرستی که خدا دوست ندارد تجاوز کننده‌گانرا (۱۹۱) و بکشید آنها را هر جا یافتید آنها را و بیرون کنید آنها را از آنجا که بیرون کردند شما را و فتنه کردن شدیدتر است از کشتن و مقاتله نکنید با کفار در مسجدالحرام تا اینکه آنها مقاتله کنند با شما در آن مسجد پس اگر مقاتله کردند با شما پس بکشید آنها را اینطور است جزا دادن به کفار (۱۹۲) پس اگر باز ایستند در مقاتله و توبه کنند پس بدرستیکه خدا آمرزنده و رحم کننده است (۱۹۳) ۱۹۳و مقاتله کنید با کفار تا اینکه فتنه باقی نماند و کفار بالمره از میان برداشته شوند و باشد دین از برای خدا بدون مانعی پس اگر باز ایستد از جنک کردن پس دشمنی نخواهد بود مگر بر ظلم کننده‌گان (۱۹۴) ماه ذیقعدة الحرام که بمقاتله میروید در عوض آن ماه حرامی است که با شماها مقاتله کردند و محرمات قصاص دارند مثل قصاص قتل پس هر کر تجاوز کند بر شماها پس تجاوز کنید شماها بر او بمثل تجاوزی که او کرده است بر شما و به پرهیزید از خدا و بدانید بتحقیق خدا با پرهیزکارانست (۱۹۵) و انفاق کنید در راه خدا و نیندازید خود را بدست خودتان بهلاک و نیکی کنید بدرستیکه خدا دوست دارد نیکوکاران را (۱۹۶) و تمام کنید حج و عمره را از برای خدا پس اگر بازداشته شوید یعنی نتوانید پس بقدر مقدور قربانی کنید و نتراشید سرهای خود را تا اینکه برسد وقت قربان در محل خودش که مکه است در عمره و منی است در حج واجب پس هر که باشد از شما ناخوش یا سر او ناخوشی داشته باشد پس فدا بدهد از روزه گرفتن یا تصدق دادن یا قربانی کردن پس هروقت آسوده شدید پس هر که برخوردار شود منتفع شود بافعال عمره در حالتی که قصد کننده حج باشد پس هرچه ممکن است از گاو و شتر و گوسفند قربانی کند پس هر که را نیابد قربانی پس سه روز روزه داشتن در حج و هفت روز وقتی برگشتید اینست ده روز کامل شده این تمتع و عمره و حج برای کسی است که از اهل مکه نباشد یا اینکه مجاور متوقف مکه نباشد و بپرهیزید از خدا و بدانید بدرستیکه خدا سخت عقوبت است (۱۹۷) زمان حج در ماههای معین است که رجب و شوال و ذیقعد و ذیحجه است پس هر که واجب کند در آن ماهها بر خودش حج کردن را نباید جماع کند و نه دروغ بگوید و نه جنک کند با کسی در ایام حج و آنچه از خیرات بکنید میداند خدا آن عملرا و توشه با خود بردارید برای رفتن بمکه و بجا آوردن حج بدرستیکه بهترین توشه‌ها پرهیزکاریست بپرهیزید مرا ای صاحبان عقل‌های سالم (۱۹۸) اینست بر شماها گناهی از اینکه طلب کنید فضلی را از پروردگار خودتان پس اگر برگشتید از عرفات پس ذکر کنید خدا را نزد مشعر الحرام و ذکر کنید خدا را بانطوریکه راه نموده است بشما و اگرچه بودید پیش از این از جمله گمراهان و بی‌اطلاعان (۱۹۹) پس برگردید از آنجائی که برگشتند مردم و استغفار کنید خدا را بدرستیکه خدا آمرزنده و مهربان است (۲۰۰) پس هر وقت بجا آوردید تمام اعمال حج خود را پس ذکر کنید خدا را مثل ذکر کردن شما پدران خودتان را یا سخت‌تر از آن در ذکر کردن پس بعضی از مردم هستند که میگویند ای پروردگار ما بده بما در دنیا امتعه دنیویه را و نیست از برای آن شخص در آخرت بهره (۲۰۱) و بعضی هستند که میگویند ای پروردگار ما بده به ما در دنیا نیکوئی و در آخرت نیکوئی و نگاهدار ما را از عذاب آتش (۲۰۲) برای آنها قسمت و بهره است از چیزیکه اندوخته‌اند برای خودشان و خدا زود حساب است (۲۰۳) و ذکر کنید خدا را در روزهای معین که یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ذیحجه است پس هر کس تعجیل در دو روز اول که یازدهم و دوازدهم است بکند و نماند تا روز سیزدهم و عمره را باتمام نرساند پس گناهی نکرده است و هر که بماند روز سیزدهم را هم پس گناهی ندارند برای آنکه پرهیز کرده است و بپرهیزید از خدا و بدانید که شما بسوی خدا محشور میشوید (۲۰۴) و از جمله مردم کسی هست که بتعجب و شگفت می‌آورد تو را حرف او در تدبیرات زندگانی دنیا و بشهادت میخواهد خدا را بر آنچه در دل اوست و حال اینکه او سخت‌تر است در دشمنی با اهل اسلام از هر کسی (۲۰۵) وقتی که برگشت از نزد پیغمبر بشتاب میرود در زمین که فساد کند در آن زمین و هلاک کند زراعت‌ها را سبب سوزاندن و نابود کند گاو و سایر چهارپایانرا و خدا دوست نمیدارد فساد کردن را (۲۰۶) اگر گفته شود از برای او بپرهیزد از خدا بگیرد او را غیرت جاهلیت جهت رنجیدن از این حرف پس بس است او را جهنم و هر آینه بد گهواره و خوابکاهی است جهنم (۲۰۷) و از جمله مردم کسی است که میفروشد خودش را بجهت طلب کردن رضای خدا و خدا مهربانست به بندگان خودش (۲۰۸) ای کسانیکه ایمان آورده‌اید داخل شوید در صلاح همه شما و متابعت نکنید وساوس شیطان را بدرستیکه آن شیطان از برای شما دشمن آشکار ظاهریست (۲۰۹) پس اگر لغزیدید شما در دین اسلام بعد از اینکه آمد برای شما حجتها و براهین محکم پس بدانید بدرستیکه خدا عزیز است یعنی قادر و غالب است بر عقوبت مخالفان و درست کار و محکم است (۲۱۰) آیا چشم دارند یهود که ایمان نیاورند مگر اینکه بیاید خدا آنها را در سایه ابرها و بیاید آن‌ها را با ملائکه و حال اینکه گذشته است این هر که در عهد نبوت موسی این طور بود و حالا امکان نخواهد داشت کارها راجع بسوی خداست در هر زمانی بطور دیگر اراده خدا تعلق میگیرد (۲۱۱) سؤال کن ای پیغمبر از بنی اسرائیل چه بسیار دادیم ایشان را از آیهٔ آشکار و هر کس تبدیل کند نعمت خدا را بعد از اینکه آن نعمت باو داده شد و کفران کند پس بدرستیکه خدا سخت عقوبت است و بآن تغییر دهنده نعمت عذاب خواهد نمود (۲۱۲) زینت داده شده از برای کفار حیات دنیا و مسخره میکنند از آن کسانیکه ایمان آورده‌اند و آن کسانیکه پرهیزکارند اعلی مرتبه و بلند مقام هستند نسبت بکفار در روز قیامت و خدا روزی بی حساب میدهد هر که را بخواهد (۲۱۳) بودند مردم یک گروه پس بر انگیخت خدا پیغمبران را مژده دهنده و ترساننده و فرو فرستاد با آن پیغمبران کتاب را براستی و حقیقت تا اینکه حکم بکند خدا میانه مردم آنچه اختلاف کردند در آن و اختلاف نکردند در آن مگر آنکسانیکه کتاب بآنها رسیده بود مثل یهود بعد از اینکه آمد آنها را حجتها و دلایل آشکار بجهة حسد و ظلمی که میان ایشان بود پس راه راست و طریق حق نمود خدا آنکسانیرا که ایمان آوردند هر آنچه اختلاف کرده بودند در آن از حقیقت باذن خدا و خدا راه مینماید هر که راه میخواهد بسوی راه راست (۲۱۴) یا گمان کردید شما رسید که داخل میشوید بهشت را و چون بیاید شما را مثل آنکسانیکه گذشتند از پیش شما رسید بایشان سختیها و بدیها لرزیدند و منقلب شدند تا اینکه بگوید پیغمبر و آنکسانیکه ایمان اورده بودند با پیغمبر متفقاً کی خواهد بود یاری خدا بدان بدرستیکه یاری خدا نزدیکست (۲۱۵) سئوال میکنند تو را که چه چیز نفقه کنند بگو آنچه را که از راه خیر نفقه کردید شما پس از برای پدر و مادر و خویشان و یتیمها و فقرا و راه گذران و هر چه بکنید از نیکی پس بدرستی که خدا بآن عمل شما داناست (۲۱۶) نوشته شد بر شما جنک و کارزار و آن مکروه است برای شما و شاید اینکه خوش ندارید چیزی را و آن خیریت است برای شما شاید اینکه دوست دارید چیزی را و آن بدی است برای شما و خدا میداند و شماها نمیدانید (۲۱۷) سئوال میکنند ترا از جنک کردن در ماه حرام بگو جنک کردن در ماه حرام گناه بزرگیست و مانع از راه حداست و کفر بخداست و جنک کردن در مسجد الحرام و بیرون کردن اهل مسجد را از آنجا گناهش بزرگتر است نزد خدا و فتنه بزرگتر است از قتل کردن و همیشه جنک میکنند شما را تا اینکه برگردانند شما را از دین خودتان اگر بتواند و هرکس از شماها برگردد از دین خودش پس بمیرد در حالت ارتداد و او کافر است پس آنها هستند که نابود و ضایع شده است اعمال انها در دنیا و اخرت و انگروه یاران آتشند و ایشان در آتش جاویدانند (۲۱۸) بدرستی و بتحقیق کسانیکه ایمان آوردند و آنهائی که حجرت کردند و جهاد کردند در راه خدا آنکرده امیدوراند برحمت خدا و خدا آمرزنده و مهربانست (۲۱۹) میپرسند تو را از شراب و غمار بگو در این دو چیز گناه بزرگیست و منفعت بسیار است از برای مردم و گناه آنها بزرگتر از نفع آنهاست و میپرسند تو را چه چیز نفقه بکنند بگو عفو یعنی کفاف که بقدر معیشت خود و عیال خود را منظور داشته زیادتی را انفاق کنید اینطور ظاهر میکند خدا از برای شما آیات را شاید شما تفکر کنید در کار دنیا و آخرت خودتان (۲۲۰) و میپرسند تو را از طریق معاشرت با یتیمان بگو ای پیغمبر اصلاح کردن امور برای آنها بهتر از کناره جوئی از آنهاست یعنی شریک شوید در اکل و شرب و مخلوط کنید ماکول و مشروب خودتان را با آنها عیب ندارد پس برادران دینی شما هستند و خدا میداند مفسد مال یتیم خور کیست و مصلح که حفظ مال آنها را میکند کیست و اگر بخواهد خدا هر آینه در رنج افکند شما را در صلاح امور یتیمان بدرستیکه خدا غالب و قاهر و آگاه و دانشمند است (۲۲۱) نکاح نکنید زنهای مشرکه را تا اینکه ایمان بیاورند و هر آینه کنیز مؤمنه بهتر از زن آزادیست که مشرکه باشد اگرچه حسن او شما را بشگفت بیاورد و نکاح نکنید بمشرکین زنهای مؤمنمه را تا اینکه ایمان بیاورند و هر آینه بندهٔ مؤمن بهتر است از مرد آزاد مشرک و اگر چه بشگفت بیاورد آنمشرک شما را بجهة کثرت مال یا اطوار خوش آیند آنگروه یعنی مشرکین و مشرکات میخوانند شما را بسوی آتش و خدا میخواهد شما را بسوی بهشت و آمرزش باذن خودش و ظاهر میکند آیات خود را از برای مردم شاید متذکر و ملتفت شوند (۲۲۲) و میپرسند تو را از حالت حیض زنها بگو حالت حیض بد است پس کناره بجوئید از زنها در حالت حیض آنها و نزدیکی نکنید بآنها تا اینکه پاک شوند بدرستیکه خدا دوست میدارد توبه کنندگان و دوستمیدارد پاکیزگان را (۲۲۳) زنهای شما محل زراعت هستند برای شما پس بیائید بزراعت‌گاه خودتان و مقدم بدارید زنهای خودتان را بر خودتان و بپرهیزید از خدا و بدانید که بیقین شما ملاقات کننده‌اید جزای خدا را و مژده بده ای پیغمبر مؤمین را (۲۲۴) و نگردانید خدا را دست آویز از برای قسمتهای خودتان و بپرهیزید و اصلاح کنید میانه مردم و خدا شنوا و دانا است (۲۲۵) نمیگیرد شما را خدا بسبب بیهودگی در قسمتهای شما و از غیر قصد و عمد بزبان شماها جاری می‌شود و لیکن مؤاخذه میکند شما را بسبب آنچه اندوخته باشد دلهای شما که اگر از روی حقیقت و قلب با نیت قسم دروغ بخورید خدا میگیرد شما را و خدا آمرزنده و بردبار است (۲۲۶) از برای کسانیکه قسم خوردند دربارهٔ زنان خودشان که بآنها مجامعت نکنند انتظار کشیدن چهار ماه است پس اگر باز آنید و میل کنند و رجوع کنند پس بدرستیکه خدا آمرزنده و مهربانست و میگذرد و عفو میفرماید آنقسمی که خورده است (۲۲۷) و اگر اراده کنند طلاق دادن زن را پس بدرستیکه خدا شنوا و دانا است (۲۲۸) و زنهای طلاق داده شده خود را منتظر بدارند سه طهر و حلال نیست از برای آنها اینکه پنهان بدارند بچه را که خدا در بچه دانها خلقکرده است اگر آن زنها ایمان بخدا و روز قیامت داشته باشند و شوهرهای آنها سزاوارترند بباز آوردن آنها در زمان عده انتظارشان در صورتیکه طلاق رجعی باشد اگر اراده داشته باشند اصلاح را نه اینکه مقصود آزار و اذیت آن زن باشد و از برای زنهاست ادای حقوق مردان همانطور که بر مردها ادای حقوق زنان واجب است بخوبی و نیکوئی و مهربانی و از برای مردان است بر آن زنها تفضلی و خدا قادر و دانا است (۲۲۹) طلاق دادن در صورتیکه رجعی باشد تا دو مرتبه جائز است در رجوع مرتبه ثانی پس نگاهداشتن اوست بخوبی یارها کردن بخوشی و خوبی و حلال نیست از برای شما اینکه بگیرید از آنچه داده‌اید بآنها در عوض مهر چیزی مگر اینکه بترسند از آنکه این زن و شوهر بر پا نخواهند داشت حدود خدا و بفهمند که با هم زندگانی نمیتوانند بکنند پس اگر ترسیدید از اینکه حدود خدا را بجا نخواهند آورد پس حرجی نیست بر آن زن و شوهر در چیزیکه فدیه بدهد آن زن و خود را خلاص کند اینست حدود خدا پس در نگذرید از آن حدود و هر که در گذرد از حدود خدا پس آنگروه ستم کارند (۲۳۰) پس اگر طلاق داد شوهر زن را بعد از طلاق دویم پس حلال نیست از برای او که بعد از طلاق سیم نکاح کند او را تا اینکه بنکاح در آورد آن زن خودش را بشوهری غیر از شوهر اول خودش پس اگر طلاق داد آنشوهر ثانی آنزن را بحثی و عیبی نیست بر آنزن و شوهر اول اینکه برگردند و باز زن و شوهر شوند اگر گمان داشته باشد اینکه بر پا دارند حدود خدا را و اینست حدهای خدا ظاهر میکند خدا حدود خود را از برای گروهیکه میدانند (۲۳۱) و اگر طلاق دهید زنانرا پس برسند آن زنها نزدیک بمدت عده خودشان پس نگاهدارید ایشان را بخوبی یا رها کنید ایشان را بخوبی و نگاه ندارید آنها را بجهته ضرر کردن آنها تا ستمکاری کنید بایشان و هر که بکند اینکار را که محض ضرر زدن رجوع کند و قصد مهربانی نداشته باشد پس بتحقیق ظلم بنفس خودش کرده است و نگیرید ایتهای خدا را باستهزا و ذکر بکنید نعمت خدا را بر خودتان و آنچه فرستاده خدا بر شما از کتاب و حکمت که پند دهد شما را بآن کتاب و حکمت و بپرهیزید از خدا و بدانید بدرستیکه خدا بهر چیزی دانا است (۲۳۲) و وقتی طلاق دادید زنهای خود را پس برسند بمدت عده خودشان پس منع نکنید ایشان را از اینکه نکاح در آیند شوهر قدیم خودشان را در صورتیکه از یکدیگر راضی شده باشند بخوبی این حکم پند داده میشود و بآن کسی که از شما ایمان بخدا و روز قیامت میآورده این احکام با نفعتر است از برای شما و پاکتر است و خدا میداند و شماها نمی‌دانید (۲۳۳) و مادرها شیر میدهند اولاد خودشان را دو سال تمام از برای کسی که قصد داشته باشد که شیر تمام داده باشد و بر پدر و مادر یا ولی طفلست روزی دادن و لباس دادن بشیر دهندگان بخوبی تکلیف کرده نمیشود هیچکس مگر بقدر وسع و توانائی او یعنی باید نان و رخت بقدر توانائی که دارد شیر دهنده بدهد و باید ضرر نرساند مادر طفل بطفل خودش از اینکه بیش از وقت او را از شیر خوردن باز دارد و باید ضرر نرساند پدر طفل بآنطفل که او را در بین شیر خوردن از مادر بستاند و اگر در بین شیر خوردن طفل پدرش فوت شود وارث او هم باید مثل پدرش رفتار کند که ضرر بطفل نرساند پس اگر اراده کردند پدر و مادر که طفل را از شیر بگیرند قبل از اتمام دو سال و مشورت در اینکار کردند و هر دو راضی شدند پس نیست وبالی بر پدر و مادر و اگر اراده کردید که دایه برای شیر دادن اولاد خودتان معین کنید پس نیست وبال و عیبی بر شما اگر بدهید بدایه هر چه را که معین کرده باشید بخوبی و خوشروئی و بپرهیزید از خدا و بدانید بدرستیکه خدا بهرچه میکنید دانا و بیناست (۲۴۳) و آن کسانیکه میمیرند از شما و وامیگذارند زنهای خود را آن زنها خود را منتنظر میگذارند چهار ماه و ده روز پس وقتی رسید موعد آنها (۲۳۴) پس وبالی و عیبی نیست بر شما در آنچه بکنید آن زنها در شخص خودشان بخوبی و خدا بآنچه میکنید آگاهست (۲۳۵) و نیست گناهی بر شما در آنچه در پرده و اشاره خواستگاری زنان کنید پیش از انقضای مدت عده پنهان دارید خواستگاری را در قلب خودتان دانست خدا که شما زود یاد میکنید آنها را و در پرده با هم وعده نکنید مگر اینکه بگوئید حرف را خوب و آشکار و عزم نکنید بستن نکاح را تا اینکه برسد مدت اتمام عده چنانچه در کتاب الله مقرر شده است و بدانید که خدا هر چه در قلب شماست پس حذر کنید از عذاب خدا و بدانید اینکه خدا آمرزنده و بردبار است (۲۳۶) نیست گناهی بر شما از اینکه طلاق بدهید زنان را مادامیکه نزدیکی با آنها نکرده‌اید یعنی جماع نکرده‌اید مهری برای او معین نکرده‌اید و بدهید ایشان را مقداری از مال صاحب دولت بقدر خودش و فقیر بقدر خودش تمتع دادنی به نیکوئی و خوبی سزاوار است بر نیکوکاران (۲۳۷) و اگر طلاق دادید شما آنها را پیش از جماع کردن و معین کرده‌اید مهر آنها را پس نصف آنچه را که قرار داده‌اید بدهید مگر اینکه ببخشد آن زن بشوهر یا اینکه بخشد آنکسی که بدست اوست بستن نکاح که پدر یا ولی دختر صغیره باشد و ببخشیدن شما نزدیکتر است به پرهیزکاری و فراموش نکنید احسان را میانه خودتان بدرستیکه خدا بهرچه میکنید بیناست (۲۳۸) محافظت بکنید نمازها را و نماز ظهر یا عصر را را و بایستید از برای خدا و فرمان برداران (۲۳۹) پس اگر ترسیدید پس نماز خوف بگذارید در حالتیکه پیاده هستید یا سوار هستید بقدر امکان پس هر وقت ایمن شوید پس ذکر خدا بکنید و نماز کنید همانطوریکه تعلیم کرد بشما آنچه را که نمی‌دانستید (۲۴۰) و آنهائیکه میمیرند از شما و وامیگذارند زنهای خود را وصیت می‌کند که تا یک سال چیزی بزنها داده شود و بیرون نکنند آنها را پس اگر بیرون بروند پس نیست گناهی بر شما در آنچه کرده‌اند آن زنها در شخص خودشان از نیکوئی و خدا عزیز و حکیم است (۲۴۱) و از برای طلاق داده شدگان برخورداری و انعامیست بخوبی واجب است بر پرهیزکارا که انعام آنها را بدهند (۲۴۲) اینطور آشکار میکند خدا از برای شما آیات خودش را شاید شما دریابید و بفهمید (۲۴۳) آیا نمی‌بینی آنهائی را که بیرون رفتند از خانهای خودشان و آنها هزاران بودند از ترس مرک پس گفت از برای ایشان خدا بمیرید پس زنده کرد ایشانرا بدرستیکه خدا هر آینه صاحب فضل است بر مردم ولیکن بیشتر مردم شکر نمیکنند (۲۴۴) و جنک کنید در راه خدا و بدانید اینکه خدا شنوا و داناست (۲۴۵) کیست آنکسیکه قرض بدهد بخدا قرض نیکو پس دو چندان گرداند خدا از برای او دو چندانهای بسیار و خدا می‌‌بندد و باز میکند و بسوی او برمیگردید (۲۴۶) آیا نمی‌بینی اشراف بنی اسرائیل را بعد از موسی وقتی گفتند از برای پیغمبری که بود برای ایشان برانگیز از برای ما پادشاهی که جنک کنیم در راه خدا گفت آن پیمبر آیا شایسته است از شما اگر نوشته شود بر شما جنک کردن که جنک نکنید گفتند ما چرا جنک نمیکنیم در راه خدا و حال اینکه بیرون کردند ما را از خانهای خودمان و بیرون کردند فرزندان ما را پس چون نوشته شد بر آنها جنک کردن بر گشتند مگر کمی از آنها و خدا داناست بظلم کنندگان (۲۴۷) و گفت از برای آنها پیغمبرشان بدرستیکه خدا بر انگیخت از برای شما طالوت را پادشاه گفتند از کجا باشد او را پادشاهی بر ما و ما سزاوارتریم بسلطنت از او و ندارد مال و دولت بسیاری گفت پیغمبر آنها بدرستیکه خدا برگزید طالوت را بر شما و زیاد کرد خدا او را وسعت در علم و قوت بدن او و خدا میدهد ملک خود را بهر که میخواهد و خدا وسعت دهنده و داناست (۲۴۸) و گفت از برای بنی اسرائیل پیغمبر آنها طالوت اینست که میآورد برای شما تابوت که در آن آرامی است از جانب پروردگار شما و باقی مانده‌ایست از آنچه وا گذاشتند آل موسی و آل هرون برمیدارند آن تابوت را ملائکه بدرستیکه در این مطلب نشانه‌ایست برای شما اگر هستید ایمان دارنده (۲۴۹) پس چون جدا شد از قوم خود طالوت با لشکر خودش گفت بدرستیکه خدا می‌آزماید شما را به نهری پس هر که آشامید از آن نهر پس نیست از من و هر که نیاشامید از من است مگر کسیکه بردارد بدست خودش غرقهٔ را یعنی کفی از آب را پس آشامیدند از آن نهر مگر کمی از ایشان پس چون گذشت طالوت و آنهائی که ایمان آورده بودند با او از آن نهر گفتند لشگریان که طاقت نیست برای ما امروز برای جنک با جالوت و لشگریان او و گفتند آن کسانیکه گمان میکردند که آنها ملاقات کننده‌اند خدا را چه بسیار گروه کمی که غالب شدند بر گروه بسیاری باذن خدا و خدا با صبر کنندگانست (۲۵۰) و چون برابر شدند با جالوت و لسگر او گفتند ای پروردگار ما فرو ریز بر ما صبر را و ثابت دار قدمهای ما را و نصرت بده ما را بر قوم کافران (۲۵۱) پس قرار دادند جالوت و لشکر او را باذن خدا و کشت داود جالوت را و داد داود را خدا سلطنت و حکمت و تعلیم کرد او را از چیزی که میخواست و اگر نبود دفع کردن خدا مردم را بعضی از آنها را ببعضی دیگر هر آینه فاسد میشد زمین و لیکن خدا صاحب فضل است بر جهانیان (۲۵۲) اینهاست آیات خدا میخوانیم آیات را بر تو ای محمد براستی و بتحقیق تو از جملهٔ پیغمبران مرسلی (۲۵۳) این پیغمبران را تفضیل دادیم ما بعضی از آنها را ببعضی دیگر از جملهٔ پیغمبران کسی بود که حرف میزد با خدا و بلند کرد خدا درجه‌های بعضی از ایشان را و دادیم ما عیسی ابن مرم را حجتها و تأیید کردیم ما او را بروح پاکی پاکیزه و اگر میخواست خدا اختلاف نمی‌کردند آنهائی که بعد از موسی و عیسی بودند بعد از اینکه آمد ایشانرا معجزه‌ها ولیکن اختلاف کردند پس بعضی از ایشان کسی بود که ایمان آورد و بعضی دیگر کسی که کافر شد و اگر میخواست خدا اختلاف نمی‌کردند ولیکن خدا میکند هرچه را میخواهد (۲۵۴) ای کسانیکه ایمان آورده‌اید انفاق کنید از آنچه روزی دادیم ما بشما پیش از اینکه بیاید روزی که خرید و فروش نباشد در آن روز و نه دوستی کسی بکار آید و نه شفاعت کسی فایده بدهد و کافران ایشان ظلم کنندگانند (۲۵۵) خدا نیست سوای او که زنده و پاینده است نمیگیرد او را پبنگی و نمیگیرد او را خواب از برای اوست هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است کیست آن کسیکه شفاعت بکند نزد پروردگار مگر باذن خودش میداند هر چه را که پیش روی مردم است و هر چه را که پشت سر آنهاست و احاطه نمیکند بچیزی از علم خدا یعنی بهیچ چیزی از علم خدا نمیتوان اطلاع یافت مگر بآنچه خودش بخواهد فرا گرفته است کرسی او آسمانها و زمین را و زحمت نمیدهد خدا را نگاهداری آسمان و زمین و اوست افراشته و بلند مقام‌تر از حدود و بزرگوار است (۲۵۶) نیست اکراهی در دین بتحقیق آشکار شد راست روی از گمراهی پس هر که کافر شود بطاغوت و ایمان بیاورد بخدا پس بتحقیق چنک در زده است ببند محکمی که نباشد پاره شدن از برای آن بند و خدا شنوا و دانا است (۲۵۷) خدا دوست آنکسانیست که ایمان آوردند بیرون میآورد مؤمنین را از تاریکیها بسوی روشنی و آنکسانیکه کافر شدند دوستان آنها طاغوت است یعنی دوست آنها بت است بیرون میآورند ایشانرا از نور بسوی تاریکیها ایشانند یاران آتش و ایشان در آن آتش همیشه هستند و جاویدانند (۲۵۸) آیا نظر نمیکنی بسوی آنکسیکه محاجه کرد با ابراهیم دربارهٔ وحدانیت خدا بواسطهٔ سلطنتی که داد او را خدا وقتیکه گفت ابراهیم پروردگار من آنچنان کسیست که زنده میکند و میمیراند گفت پادشاه منهم زنده میکنم و میمیرانم گفت ابراهیم پس بتحقیق خدا میآورد خورشید را از مشرق پس بیاور تو شمس را از مغرب پس مبهوت شد آنکه کافر بود و خدا راه نمینماید طایفه ظلم کنندگانرا (۲۵۹) یا مثل آن کسیکه گذشت بقربهٔ یعنی عزیز گذشت از بیت المقدس و حال اینکه آن قریه خراب شده بود بر سقفهای آن یعنی عالیها سافلها شده بود که هیچ آثاری از آبادی در آن نبود گفت عزیز از کجا زنده میکند مخلوق این قریه را خدا بعد از مردن آنها پس میمیراند خدا عزیز را صد سال بعد از آن برانگیخت او را گفت خدا چقدر درنک کردی و براحت خوابیدی گفت عزیز درنک کردم یکروز یا بعضی از روز گفت خدا بلکه درنک کردی صد سال پس نگاه کن بطعام و شراب خودت که فاسد نشده است و بنگر بسوی خر خودت که چگونه گوشت او ریخته و استخوان او متفرق شده است و هر آینه میگردانیم ما تو را آیتی از برای مردم و بنگر بسوی استخوان‌های الاغ که چگونه بر هم می‌نهیم آنرا و بعد می‌پوشانیم آن استخوان‌ها را گوشت پس چون ظاهر و آشکار شد برای عزیز گفت می‌دانم که خدا بر هر چیز تواناست (۲۶۰) و وقتی گفت ابراهیم ای پروردگار من بنما بمن که چگونه زنده میکنی تو مرده‌ها را گفت خدا آیا ایمان نیاوردهٔ گفت ابراهیم بلی و لیکن تا اطمینان بهمرساند دل من گفت خدا پس بگیر چهار تا از مرغان را پس منظم کن آنها را بسوی خودت و بدقت ببین و بشناس پس پاره پاره کن آنها را که مخلوط بشوند پس بگردان بر هر کوهی جزئی از آنها را بس بخوان آنها را میآیند تو را بشتاب و بدان که خدا غالب وخالق معدومات و درستکار است (۲۶۱) مثل آنکسانیکه انفاق میکنند اموال خود را در راه خدا ماند مثل دانه ایست که بکارند و برویاند هفت خوشه در هر خوشه صد دانه و خدا زیاد کند از برای هر که خواهد و خدا وسعت دهندهٔ داناست (۲۶۲) آنهائی که انفاق میکنند مالهای خود را در راه خدا و بعد دنبال نمی‌کنند چیزی را که نفقه داده‌اند بمنت و نه بخواری یعنی که بآن صدقه گیرنده منت نمیگذارند و اذیت نمی کنند برای آنها از اینکه بدخوئی کند که حرف سخت با کنایه بگویند از برای ایشانست اجر آنها نزد پروردگار خودشان و نه ترس بر آنهاست و نه ایشان محزون و اندوهگین میشوند (۲۶۳) گفتار نیکو و گذشت از آنچه از کسی ناگواری دیده شود بهتر از صدقه دادنی است که همراه آن صدقه دادن اذیت و آزار باشد و خدا بی نیاز و بردبار است (۲۶۴) ای آنکسانیکه ایمان آورده‌اید باطل و ضایع نکنید صدقات خودتان را بمنت گذاشتن و آزار کردن مثل آنکسانیکه اتفاق میکنند مال خودشان را برای دیدن مردم و ایمان نمیآورد بخدا و بروز قیامت پس مثل آنشخص ریاکار مانند مثل سنک صافی است که برای آن خاکی باشد بس برسد بآن باران درشتی و بشوید آن خاکها را پس وابگذارد آنسنک را بخاک و پاک شسته شسته قدرت ندارند نفقه دهنده‌های ریائی بر چیزی از ثواب اخروی از آنچه اندوخته کرده‌اند بطریق ریا و خدا راه نمی نماید گروه کافران را (۲۶۵) و مثل آنکسانیکه انفاق میکنند اموال خود را بجهته طلب خوشنودی خدا و ثابت کردنی از ایمان خودشان همچو مثل باغیست در بلندی که برسد بر آن باران درشتی پس بیاید میوه‌های خوردنی آن دو مقابل پس اگر نرسد در آن باران تند درشت پس باران نرم ریزه برسد بر آن و خدا بآنچه میکنید بیناست (۲۶۶) آیا دوست میدارد یکی از شماها اینکه باشد برای او باغی از درختهای خرما و انگورستان جاری باشد از زیر درختهای آن باغ نهرها و جوبهای آب از برای او باشد در آن باغ از تمام میوه جات و برسد باو پیری و از برای او اولاد باشد که همه صغیر و ضعبف باشند پس برسد آن باغرا گردبادی که در او آتش باشد یعنی باد سموم پس بسوزاند آن باغرا چنانچه ریا که بمنزله سموم است باغرا که مثال نفقه دادن است نمیسوزاند و از میان میبرد اینطور آشکار میکند خدا حجتهای خودش را شاید شما تفکر کنید (۲۶۷) ای آنکسانیکه ایمان آورده‌اید انفاق کنید از پاکیزه‌های آنچه کسب کرده‌اید و از چیزهائیکه ما بیرون آوردیم از برای شما از زمین و قصد نکنید که از چیزهای بد انفاق کنید و نیستید شما گیرندهٔ چیزهای بد اگر بدهند بشما مگر اینکه اغماض کنید در آن و چشم از بدی آن بپوشید و قبول کنید چنانچه شما چیز بد را قبول نمیکنید خودتان هم چیز بد را بکسی ندهید و بدانید که خدا بی‌نیاز و ستوده است (۲۶۸) شیطان وعده میدهد شما را بفقر و امر میکند شما را بزشتی و ارتکاب معاصی و بعد از من و ارتکاب قبایح و خدا وعده میدهد شما را آمرزش از خودش و انفاق و بخشش را و خدا وسعت دهنده و داناست (۲۶۹) میدهد حکمت را بهرکه میخواهد و بهر کس دده شد حکمت بتحقیق داده شده است خیر بسیار و پند نمیگیرند مگر صاحبان عقل‌های مستقیم (۲۷۰) و آنچه انفاق کنید از نفقه یا نذر کردید از نذری پس بدرستیکه خدا میداند آن را و نیست از برای ظالمین یاری کنندگان (۲۷۱) اگر ظاهر کنید دادن صدقات را پس خوبست این و اگر مخفی بیاورید و بدهید بفقرا پس او بهتر است از برای شما و میپوشد گناهان شما را از شما و خدا بآنچه میکنید داناست (۲۷۲) نیست بر تو ای پیغمبر راه نمودن مردم را ولیکن خدا راه مینماید هر که را میخواهد و آنچه انفاق میکنید از خوبی پس برای خودتان است و انفاق نمیکنید مگر طلب کردن رضای خدا را و هرچه انفاق میکنید از خوبی جزای آن تمام میرسد بشما و شما ستم نمی‌بینید (۲۷۳) از برای فقر است اتحقاق آنهائی که باز داشته شده‌اند بعبادت در راه خدا نمیتوانند سیر کردنی در زمین که تجارت کنند یا تحصیل معیشتی بنمایند گمان میکنند بی اطلاع از حالت آنها که ایشان بینیازند از هر چیز از عفت گزینی که دارند مراد از این فقرا اصحاب صفه هستند میشناسی تو ای پیغمبر آنها را سیمای آنها که زرد و ضعیفند از کثرت عبادت و شدت گرسنگی سئوال نمیکنند از مردم بابرام و آنچه انفاق کنید از بهتر چیز خودتان اصحاب صفه و غیر آنها پس بدرستی که خدا بآن داناست (۲۷۴) آنهائی که انفاق میکنند مالهای خودشان را در شب و روز مخفی و آشکار پس از برای ایشان است اجر آنها نزد پروردگار خودشان و نه ترس بر انهاست و نه ایشان اندوه میخورند (۲۷۵) آن کسانیکه ربا میخورند بر نمی‌خیزند از قبر مگر مثل برخواستن آنکسی که مصروع کرده است او را شیطان از دست مالیدن بآن اینحالت برای این است که گفتند بیع مثل رباست و حلال کرده خدا بیع را و حرام کرد ربا را پس بهرکه برسد پندی از جانب پروردگار خودش پس موقوف دارد اعمال ناپسند خود را پس از برای او خواهد بود گذشته‌ها و کار او با خداست که برحمت خود گذشته را عفو فرماید و هر که تجاوز کند یعنی بعد از شنیدن نهی کردن و موعظه نمودن باز مرتکب شود پس آنها هستند یاران آتش که آنها در آن آتش همیشه خواهند بود (۲۷۶) کم و کاست میکند خدا ربا را یعنی برکت را از مال ربا خوار برمیدارد و میافزاید برمال کسانی که صدقه میدهند و خدا دوست ندارد هر ناسپاسی کنندهٔ گنه کار را (۲۷۷) بدرستی کسانیکه ایمان آوردند و کارهای خوب کردند و بپا داشتند نماز را و دادند زکوة را از برای آنهاست اجر آنها در نزد پروردگار خودشان و نه ترس بر آنها است و نه اندوه میخورند (۲۷۸) ایکسانیکه ایمان آورده‌اید بپرهیزید از خدا و واگذارید آنچه باقی مانده است از ربا اگر هستید شما مؤمن (۲۷۹) پس اگر نمیکنید ان کار را یعنی واگذاشتن بقیه ربا را پس اعلام کنید یکدیگر را بجنک کردن که صادر شده باشد از خدا و رسول خدا و اگر توبه کنید از گرفتن ربا پس از برای شماست مایه و اصل اموال شما ظلم نکنید و مظلوم نشوید (۲۸۰) و اگر باشد بی چیز یعنی شخص مدیون بیچیز و پریشان باشد پس مهلت است تا وقت وسعت و دارائی و صدقه دادن شما بهتر است برای شما اگر باشید شما دانا (۲۸۱) و بپرهیزید از روزیکه برمیگردید در آن روز سوی خدا پس داده میشود هر کسی را آنچه ذخیره و کسب کرده است و ایشان مظلوم نمیشوند (۲۸۲) ای آنکسانیکه ایمان آورده‌اید اگر معامله کنید بقرض یعنی مدیون شدید تا موعد معینی پس بنویسید آنرا و باید بنویسد میانهٔ خودتان نویسندهٔ براستی و عدالت و ابا نکند نویسنده از نوشتن بانطویکه تعلیم کرده است او را خدا یعنی نکات شرعیه را در نوشتن رعایت کند پس باید بنویسد و اقرار کند آنکسکه مقروض است و باید بپرهیزد از خدا که پروردگار اوست و باید کم نکند از حقیقت مطلب چیزی را پس اگر باشت آن شخص مقروض کم عقل یا صغیر یا پیر از کار افتاده یا کسیکه قوهٔ اقرار کردن ندارد پس باید اقرار کند ولی آن سفیه و صغیر بدرستی و دو شاهد مرد بگیرید از مردمان خودتان پس اگر نباشند دو مرد پس یک مرد و دو زن از جمله کسانی باشند که پسندید شما از شاهدان یعنی عادل باشند و تعیین دو زن برای این است که اگر فراموش کند یکی از آنها بیاد او بیاورد یکی دیگر و باید که ابا نکنند شاهدها اگر خواستند آنها را و باید که اظهار ملال نکنید از نوشتن کبیات و جزئیات معامله تا مدت مقرره که معین شده است این کار برای شماها راست‌تر است در نزد خدا و ثابت‌تر است بجهت شهادت شهود و نزدیکتر است که شک نکنید مگر اینکه تجارت حاضر و معامله دست بدست نقدی باشد که میگردانید آن معاملات را میانه خودتان پس نیست بر شما گناهی اینکه در معاملات نقدی حضوری کتابت نکنید و چیزی ننویسید و شاهد بگیرید اگر مبایعه کردید و نباید اذیت کرد کاتب را و شهود را که بزور و عدوان باز دارند نویسنده را که بنویسد و حتم کنند شهود را که شاهد شوند و اگر این کار را بکنید بدرستی که نافرمانیست که از شما شده و بپرهیزید از خدا و تعلیم می‌کند شماها را خدا و خدا بهر چیز داناست (۲۸۳) و اگر باشید شما در سفر و نیابید نویسندهٔ پس گرو بگیرید پس اگر ایمن داند بعضی از شما بعض دیگر را و باو قرض بدهد بدون گرو پس باید ادا کند آن مقروض مؤتمن قرض خود را که بطور امانت گرفته بود و باید بپرهیزد خدا را که پروردگار اوست و کتمان نکنید شهادت خود را و هر کس کتمان کند شهادت خود را بتحقیق که از گناه کار است از قلب یعنی دل او معصیت کار است و خدا بآنچه میکنید داناست (۲۸۴) از برای خداست آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است و اگر ظاهر کنید ان چه در قلب‌ها و باطن شماست یا مخفی بدارید آن را حساب میکند شما را بآن چیز خدا پس میآمرزد هر که را میخواهد عذاب میکند هر که را میخواهد و خدا بهر چیزی قادر است (۲۸۵) ایمان آورد پیغمبر بآن چه فرو فرستاده شد بسوی او از جانب پروردگار خودش و مؤمنین کلا ایمان آورده‌اند بخدا و بملائکه خدا و بکتاب‌های خدا و به پیغمران خدا فرقی نمیگذاریم میانه احدی از پیغمبران خدا و گفتند همه مؤمنان شنیدیم و اطاعت کردیم ما آمرزش تو را ای پروردگار ما و بسوی تو است بازگشت (۲۸۶) تکلیف نمیکند خدا تنی را مگر بقدر وسعت او از برای هر شخصی است آنچه را از خوبی اندوخته است و بر آنست آنچه را از بدی کسب کرده و اندوخته است ای پروردگار ما مؤاخذه مکن ما را اگر فراموش کردیم احکام تو را یا خطا کردیم ای پروردگار ما بار مکن بر ما گناه را چنان چه بار کردی آن بار گران را بر آن کسانیکه پیش از ما بودند ای پروردگار ما باز مکن ما را بچیزی که طاقت نیست از برای ما بآن چیز و چشم بپوش از گناهان ما بیامرز ما را و رحم کن بر ما توئی آقای ما پس نصرت بده ما را بر قوم کفار