فروغی بسطامی (غزلیات)/در جلوهگاه جانان جان را به شوق دادم
ظاهر
| در جلوهگاه جانان جان را به شوق دادم | در روز تیرباران مردانه ایستادم | |||||
| جان با هزار شادی در راه او سپردم | سر با هزار منت در پای او نهادم | |||||
| جز راستی نبینی در طبع بی نفاقم | جز ایمنی نیابی در نفس بی فسادم | |||||
| نام تو برده میشد تا نامه مینوشتم | روی تو دیده میشد تا دیده میگشادم | |||||
| در وادی محبت دانی چه کار کردم | اول به سر دویدم، آخر ز پا فتادم | |||||
| مجلس بهشت گردد از غایت لطافت | هر گه ز در درآید حور پری نژادم | |||||
| جز عشق سبز خطان درسی به من نیاموخت | استاد کاملم کرد، رحمت بر اوستادم | |||||
| تا با قضاش کردم ترک رضای خود را | با هر قضیه خوش دل با هر بلیه شادم | |||||
| طرح توی فروغی میریختم، اگر بود | حکمی بر آب و آتش، دستی به خاک و بادم | |||||