فروغی بسطامی (غزلیات)/جهان عشق ندانم چه زیر سر دارد
ظاهر
| جهان عشق ندانم چه زیر سر دارد | که زیر هر قدمی یک جهان خطر دارد | |||||
| دریده تا نشود پردهات نمیدانی | که حسن پردهنشینان پرده در دارد | |||||
| ز روی و موی بتان میتوان یقین کردن | که شام اهل محبت ز پی سحر دارد | |||||
| بهای بوسه او نقد جان دریغ مکن | که این معامله نفع از پی ضرر دارد | |||||
| گدا چگونه کند سجده آستانی را | که بر زمین سر شاهان تاجور دارد | |||||
| اسیر بند سواری شدم ز بخت بلند | که در کمند اسیران معتبر دارد | |||||
| فتاده بر لب میگون شاهدی نظرم | که خون ناحق عشاق در نظر دارد | |||||
| چسان هوای تو از سر بدر توانم کرد | که با تو هر سر مویم سر دگر دارد | |||||
| به ملک مهر و وفا کام خشک و چشمتر است | وظیفهای که فروغی ز خشک و تر دارد | |||||