فروغی بسطامی (غزلیات)/تیغ به دست آمدی و مست شرابی
ظاهر
| تیغ به دست آمدی و مست شرابی | تشنهی خون کدام خانه خرابی | |||||
| حسن تو بدرید پردههای وجودم | عشق تو نگذاشت در میانه حجابی | |||||
| آه منی یا جهنده شعلهی آتش | اشک منی یا ز دیده چشمهی آبی | |||||
| ای که به برهان عقل، منکر عشقی | با تو چه گویم که در شمار دوابی | |||||
| دل ز غمت آخرم به ناله درآمد | من که ننالیدهام ز هیچ عذابی | |||||
| زان به خطا کشتیم که کس نشنیده | ترک خطایی رود به راه صوابی | |||||
| چشم تو خون بی حساب کرده ولیکن | جرم تو ناورده کس به هیچ حسابی | |||||
| آه که در محفلت ز شرم محبت | نیست مرا جرات سال و جوابی | |||||
| گر به حقیقت نه ای تو عمر فروغی | بهر چه پیوسته مستعد شتابی | |||||