عطار (غزلیات)/گاهیم به لطف می نوازی
ظاهر
| گاهیم به لطف می نوازی | گاهیم به قهر میگدازی | |||||
| در معرض قهر و لطف تو من | زان میسوزم که مینسازی | |||||
| چون چنگ دو تا شدم به عشقت | بنواز مرا به دلنوازی | |||||
| ای ساقی عشق جام در ده | کین توبهی ماست بس مجازی | |||||
| این کار ازین بسی بهستی | گر توبهی ماستی نمازی | |||||
| در ده می عشق تا زمانی | از سر بنهیم سرفرازی | |||||
| زنار نهاد بر کشیدیم | در حلقه کنیم خرقه بازی | |||||
| عطار خموش و غصه می خور | قصه چه کنی بدین درازی | |||||