عطار (غزلیات)/هر که عزم عشق رویش میکند
ظاهر
| هر که عزم عشق رویش میکند | عشق رویش همچو مویش میکند | |||||
| هر که ندهد این جهان را سه طلاق | همچو دزد چار سویش میکند | |||||
| او نیاید در طلب اما ز شوق | دل به صد جان جستجویش میکند | |||||
| او نگردد نرم از اشکم ولیک | اشک دایم شست و شویش میکند | |||||
| هر که از چوگان زلفش بوی یافت | بی سر و بن همچو گویش میکند | |||||
| هر که در عشقش چو تیر راست شد | چون کمان زه در گلویش میکند | |||||
| سرخروی او بباید شد به قطع | هر که را عشق آرزویش میکند | |||||
| سختدل آهن نه بر آتش نگر | تا چگونه سرخ رویش میکند | |||||
| از درش عطار را بویی رسید | آه از آنجا مشک بویش میکند | |||||