عطار (غزلیات)/طرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماست
ظاهر
| طرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماست | زانچه وصل و هجر او هم درد و هم درمان ماست | |||||
| راه ده ما را اگر چه مفلسان حضرتیم | آیت قل یا عبادی آمده در شان ماست | |||||
| نیستم اینجا مقیم ای دوستان بر رهگذر | یک دو روزه روح غیبی آمده مهمان ماست | |||||
| عزم ره داریم نتوان پیش ازین کردن درنگ | زانکه جلاد اجل در انتظار جان ماست | |||||
| یا غیاث المستغیث یا اله العالمین | جملهی شب تا سحر بر درگهش افغان ماست | |||||
| آن چنان خلوت که ما از جان و دل بودیم دوش | جبرئیل آید نگنجد در میان گر جان ماست | |||||
| گر شما را طاعت است و زهد و تقوی و ورع | باک نیست چون دوست اندر عهد و در پیمان ماست | |||||
| تحفهی جنت که از بهر شما آراستند | با غم هجران او دوزخ سرابستان ماست | |||||
| غم مخور عطار چندین از برای جسم خود | زانکه بحر رحمتش در انتظار جان ماست | |||||