عطار (غزلیات)/سر مستی ما مردم هشیار ندانند
ظاهر
| سر مستی ما مردم هشیار ندانند | انکار کنان شیوهی این کار ندانند | |||||
| در صومعه سجاده نشینان مجازی | سوز دل آلودهی خمار ندانند | |||||
| آنان که بماندند پس پردهی پندار | احوال سراپردهی اسرار ندانند | |||||
| یاران که شبی فرقت یاران نکشیدند | اندوه شبان من بییار ندانند | |||||
| بی یار چو گویم بودم روی به دیوار | تا مدعیان از پس دیوار ندانند | |||||
| سوز جگر بلبل و دلتنگی غنچه | بر طرف چمن جز گل و گلزار ندانند | |||||
| جمعی که بدین درد گرفتار نگشتند | درمان دل خستهی عطار ندانند | |||||