عطار (غزلیات)/زان پیش که بودها نبودست
ظاهر
| زان پیش که بودها نبودست | بود تو ز ما جدا نبودست | |||||
| چون بود تو بود بود ما بود | کی بود که بود ما نبودست | |||||
| گر بود تو بود بود ما نی | موقوف تو بد چرا نبودست | |||||
| ما بر در تو چو خاک بودیم | نه آب و نه گل هوا نبودست | |||||
| در صدر محبتت نشاندیم | زان پیش که حرف لا نبودست | |||||
| دریای تو جوش سر برآورد | پر شد همه جا و جا نبودست | |||||
| عطار ضعیف را دل ریش | جز درد تو به دوا نبودست | |||||