عطار (غزلیات)/دولت عاشقان هوای تو است
ظاهر
| دولت عاشقان هوای تو است | راحت طالبان بلای تو است | |||||
| کیمیای سعادت دو جهان | گرد خاک در سرای تو است | |||||
| ناف آهو شود دهان کسی | که درو وصف کبریای تو است | |||||
| سرمهی دیدهها بود خاکی | که گذرگاه آشنای تو است | |||||
| ملک عالم به هیچ نشمارد | آنکه در کوی تو گدای تو است | |||||
| به سحر ناز عاشقان با تو | از سر لطف دلگشای تو است | |||||
| آنچه از ملک جاودان بیش است | عاشقان را در سرای تو است | |||||
| آنچه از سیرت ملوک به است | خاک کوی فلکنمای تو است | |||||
| از بلا هر کسی گریزان است | این رهی طالب بلای تو است | |||||
| گر رضای تو در بلای من است | جان من بستهی رضای تو است | |||||
| من ندانم ثنای تو به سزا | وصف تو لایق ثنای تو است | |||||
| این تکاپوی و گفت و گوی فرید | همه در جستن عطای تو است | |||||