عطار (غزلیات)/آن نه روی است ماه دو هفته است
ظاهر
| آن نه روی است ماه دو هفته است | وان نه قد است سرو برفته است | |||||
| پیش ماه دو هفتهی رخ تو | ماه و خورشید طفل یک هفته است | |||||
| ذرهای عشق آفتاب رخش | همه دلها به جان پذیرفته است | |||||
| نرگس اوست ای عجب بیمار | دل عشاق درد بگرفته است | |||||
| هر کجا صف کشیده مژه او | فتنه بیدار و عافیت خفته است | |||||
| از دهانش که هست معدومی | نیست عالم تهی پر آشفته است | |||||
| به دهانش خوش آمد است محال | هر که حرفی از آن دهان گفته است | |||||
| در دهانش که هست سی و دو در | در پس یک عقیق ناسفته است | |||||
| مینبینی دهانش اگر بینی | کاشکار است آنکه بنهفته است | |||||
| تا درافشان شد از دهانش فرید | بر سر طاق عالمش جفته است | |||||