عبید زاکانی (قصاید)/بیمن معدلت پادشاه بنده نواز
ظاهر
| بیمن معدلت پادشاه بنده نواز | بهشت روی زمین است خطهی شیراز | |||||
| فلک مهابت خورشید رای کیوان قدر | ستاره جیش مخالف کش و موافق ساز | |||||
| جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحاق | زهی ز جملهی شاهان و خسروان ممتاز | |||||
| مسیر تیغ تو با سرعت قضا همراه | صریر کلک تو با حکمت قدر همراز | |||||
| سماک حکم ترا چاکریست نیزه گذار | شهاب امر ترا بندهایست تیرانداز | |||||
| در این حدیقهی زنگار نسر طایر چرخ | به بوی ریزهی خوان تو میکند پرواز | |||||
| فراز تخت چو تو شاه کامکار ندید | سپهر اگرچه بسی گشت در نشیب و فراز | |||||
| به عهد عدل تو جز نی نمیکند ناله | ز دست حادثه جز دف نمیکند آواز | |||||
| خدایگانا از جنس بندگان چو خدای | تو بینیازی و ما را به حضرت تو نیاز | |||||
| کسی که روی بدین دولت آستان دارد | در سعادت و دولت شود برویش باز | |||||
| جهان پناها بیچاره را بدین کشور | صدای صیت شما میکشد ز راه دراز | |||||
| مرا به حضرت اعلی همین وسیله بسست | که من غریبم و شاه جهان غریب نواز | |||||
| به صدق ناطقه از جان ودل زند آمین | چو بنده ورد دعای شما کند آغاز | |||||
| همیشه تا که نباشد سپهر را آرام | مدام تا که نباشد خدای را انباز | |||||
| در تو قبلهی حاجات اهل عالم باد | چنانکه کعبهی اسلام قبلهگاه نماز | |||||