صائب تبریزی (غزلیات)/موج شراب و موجهی آب بقا یکی است
ظاهر
| موج شراب و موجهی آب بقا یکی است | هر چند پردههاست مخالف، نوا یکی است | |||||
| خواهی به کعبه رو کن و خواهی به سومنات | از اختلاف راه چه غم، رهنما یکی است | |||||
| این ما و من نتیجهی بیگانگی بود | صد دل به یکدگر چو شود آشنا، یکی است | |||||
| در چشم پاک بین نبود رسم امتیاز | در آفتاب، سایهی شاه و گدا یکی است | |||||
| بی ساقی و شراب، غم از دل نمیرود | این درد را طبیب یکی و دوا یکی است | |||||
| از حرف خود به تیغ نگردیم چون قلم | هر چند دل دو نیم بود، حرف ما یکی است | |||||
| صائب شکایت از ستم یار چون کند؟ | هر جا که عشق هست، جفا و وفا یکی است | |||||