صائب تبریزی (غزلیات)/ما گل به دست خود ز نهالی نچیدهایم
ظاهر
چنگ گریز نیست شیوه ما چون شرار ][صد بار چون نسیم بر آتش دویده ایم ]
ازجور روزگار نداریم شکوه ای ][ این گرگ را به قیمت یوسف خریده ایم ]
| ما گل به دست خود ز نهالی نچیدهایم | در دست دیگران گلی از دور دیدهایم | |||||
| چون لاله، صاف و درد سپهر دو رنگ را | در یک پیاله کرده و بر سر کشیدهایم | |||||
| نو کیسهی مصیبت ایام نیستیم | چون صبحدم هزار گریبان دریدهایم | |||||
| روی از غبار حادثه درهم نمیکشیم | ما ناف دل به حلقهی ماتم بریدهایم | |||||
| دل نیست عقدهای که گشاید به زور فکر | بیهوده سر به جیب تامل کشیدهایم | |||||
| امروز نیست سینهی ما داغدار عشق | چون لاله ما ز صبح ازل داغدیدهایم | |||||
| از آفتاب تجربه سنگ آب میشود | ما غافلان همان ثمر نارسیدهایم | |||||
| صائب ز برگ عیش تهی نیست جیب ما | چون غنچه تا به کنج دل خود خزیدهایم | |||||