صائب تبریزی (غزلیات)/ما درد را به ذوق می ناب میکشیم
ظاهر
| ما درد را به ذوق می ناب میکشیم | از آه سر منت مهتاب میکشیم | |||||
| از حیف و میل، پلهی میزان ما تهی است | از سنگ، ناز گوهر سیراب میکشیم | |||||
| پاکی است شرط صحبت پاکیزه گوهران | پیش از پیاله دست و دهن آب میکشیم! | |||||
| بر خاک تشنه جرعه فشانی عبادت است | ما باده را به گوشهی محراب میکشیم | |||||
| ترسانده است دولت بیدار، چشم ما | از بخت خفته ناز شکر خواب میکشیم | |||||
| صائب به زور گریهی بیاختیار، ما | در گوش بحر حلقهی گرداب میکشیم | |||||