صائب تبریزی (غزلیات)/طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟
ظاهر
| طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟ | آرام نیست کشتی طوفان رسیده را | |||||
| بی حسن نیست خلوت آیینهمشربان | معشوق در کنار بود پاک دیده را | |||||
| یاد بهشت، حلقهی بیرون در بود | در تنگنای گوشهی دل آرمیده را | |||||
| ما را مبر به باغ که از سیر لالهزار | یک داغ صد هزار شود داغدیده را | |||||
| با قد خم ز عمر اقامت طمع مدار | در آتش است نعل، کمان کشیده را | |||||
| زندان جان پاک بود تنگنای جسم | در خم قرار نیست شراب رسیده را | |||||
| شوخی که دارد از دل سنگین به کوه پشت | میدید کاش صائب در خون تپیده را | |||||