صائب تبریزی (غزلیات)/دل را کجا به زلف رسا میتوان رساند؟
ظاهر
| دل را کجا به زلف رسا میتوان رساند؟ | این پا شکسته را به کجا میتوان رساند؟ | |||||
| سنگین دلی، وگرنه ازان لعل آبدار | صد تشنه را به آب بقا میتوان رساند | |||||
| در کاروان بیخودی ما شتاب نیست | خود را به یک دو جام به ما میتوان رساند | |||||
| از خود بریده بر سر آتش نشستهایم | ما را به یک نگه به خدا میتوان رساند | |||||
| دامان برق را نتواند گرفت خار | خود را به عمر رفته کجا میتوان رساند؟ | |||||
| صائب کمند بخت اگر نیست نارسا | دستی به آن دو زلف رسا میتوان رساند | |||||