صائب تبریزی (غزلیات)/تا به کی درخواب سنگین روزگارم بگذرد
ظاهر
| تا به کی درخواب سنگین روزگارم بگذرد | زندگی در سنگ خارا چون شرارم بگذرد | |||||
| چند اوقات گرامی همچو طفل نوسواد | در ورق گردانی لیل و نهارم بگذرد؟ | |||||
| بس که ناز کارنشناسان ملولم ساخته است | دست میمالم به هم تا وقت کارم بگذرد | |||||
| بار منت بر نمیتابد دل آزادهام | غنچه گردم گر نسیم از شاخسارم بگذرد | |||||
| با خیال او قناعت میکنم، من کیستم | تا وصالش در دل امیدوارم بگذرد؟ | |||||
| من که چون خورشید تابان لعل سازم سنگ را | از شفق صائب به خون دل مدارم بگذرد | |||||