صائب تبریزی (غزلیات)/با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است
ظاهر
(( خرقه ی تزویر از باد غرورآبستن است - حق پرستی در لباس اطلس و دیباخوش است))
| با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است | با دهان تشنه مردن بر لب دریا خوش است | |||||
| نیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشق | آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است | |||||
| هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی میکنند | چهرهی امروز در آیینهی فردا خوش است | |||||
| برق را در خرمن مردم تماشا کرده است | آن که پندارد که حال مردم دنیا خوش است | |||||
| فکر شنبه تلخ دارد جمعهی اطفال را | عشرت امروز بیاندیشهی فردا خوش است | |||||
| هیچ کاری بی تامل گرچه صائب خوب نیست | بی تامل آستین افشاندن از دنیا خوش است | |||||