صائب تبریزی (غزلیات)/از پختگی است گر نشد آواز ما بلند
ظاهر
| از پختگی است گر نشد آواز ما بلند | کی از سپند سوخته گردد صدا بلند؟ | |||||
| سنگین نمیشد اینهمه خواب ستمگران | گر میشد از شکستن دلها صدا بلند | |||||
| هموار میشود به نظر بازکردنی | قصری که چون حباب شود از هوا بلند | |||||
| رحمی به خاکساری ما هیچکس نکرد | تا همچو گردباد نشد گرد ما بلند | |||||
| از جوهری نگین به نگین دان شود سوار | از آشنا شود سخن آشنا بلند | |||||
| فریاد میکند سخنان بلند ما | آواز ما اگر نشود از حیا بلند | |||||
| از بس رمیده است ز همصحبتان دلم | بیرون روم ز خود، چو شد آواز پا بلند | |||||
| بلبل به زیر بال خموشی کشید سر | صائب به گلشنی که شد آواز ما بلند | |||||