شرف/۸

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمرهٔ هشتم

Sharaf Logo.png

شهر شعبان المعظّم ۱۳۰۰

این روزنامه شریفه ماهی یک نمره بطبع میرسد
قیمت نسخه یکقران سالیانه یکتومان و دو هزار دینار

 
 
نصیرالدوله

جناب نصیرالدّوله

جناب میرزا عبدالوهّاب‌خان نصیرالدوله وزیر تجارت و فلاحت که از رجال کافی و وزرای مجرّب کاردان ایندولت جاوید شوکت هستند از مبادی عمر بشرف چاکری دولت روزافزون مشرف آمده روزبروز بحُسن خدمت و سلامت عقل و اصابت رای طی مراتب چاکریرا نموده تا مقامات و شئونات عالیه نائل کردیده‌اند در سال یکهزار و دویست و هفتاد و چهار بمنصب نیابت وزارت جلیله امور خارجه منصوب و بخلعت همایونی مخلع و در سال هزار و دویست و هفتاد و هشت بخدمت بزرک اداره انتظام امور و مهام خارجه مملکت آذربایجان با امتیازات مخصوص دولتی مأمور شد و چند سال با حُسن کفایت در تبریز مُقیم و مُتقلّد این خدمت مُمم بودند در سال هشتاد و شش بولایت و حُکمرانی ایالت کیلان و طوالش منصوب و در سنه هشتاد و هشت بپاداش خدمات سالفه بلقت نصیرالدّوله ملقب شدند و ازان تاریخ تاکنون پیوسته در سلک وزرای فخام دربار دولت و اعضای عظام دارالشّورای کُبرای منسلک و مصدر خدمات بُزرک دولتی و مرجع معظمات مهام ملکی و طرف مشاور امور و متقلّد مشاغل خطیره از قبیل وزارت کمرک ممالک محروسه و وزارت تجارت و فلاحت و غیره بوده و هستند و در تمام این ماموریتها و خدمات مراتب صدق و راستی و کفایت و درست‌کاری جناب معزیّ‌الیه بارها در پیشکاه حضور همایون شاهنشاهی آزمایش شده و مورد قبول و تحسین و خشنودی خاطر همیونی افتاده و ایشانرا بانواع الطاف و مراحم ملوکانه مشمول و مفتخر فرموده‌اند و از دولت علیه ایران و سایر دول معظّمه خارجه دارای نشانهای جلیل‌الشأن نیز میباشند

جناب مسیو کوسکی

جناب مسیو کوسکی وزیر مختار و ایلچی مخصوص دولت فخیمه آستریه و مجارستان مقیم دربار دولت علیّه ایران که از رجال کافی دانشمندان ان دولتست مبادی عُمر را در مدارس علمیّه وینه مشغول تحصیل السنهٔ متداوله اوروپا و سایر علوم بوده پس از فراغت بمدرسه شرقیه وینَه داخل شده السنه مشرقیین را نیز تحصیل نمود پس از ان در قونسولکری کالاتس مُدّتی مشغول خدمت بوده و سمت اِلْوِد و قونسولی داشته پس از چندی ماموریت بسفارت اسلامبول حاصل کرده بدواً از شغل آتاشه‌کری شروع بخدمت نموده بعد سمت مُترجمی یافت و پس از چندی علاوه بر مُترجمی بنیابت سفارت نیز نائل شده چندی بعد ازان برتبت مُترجمی اوّل و نیابت اوّل رسید باز بعد از چند زمانی بسمت مُستشاری و شارژدافری اختصاص و امتیاز جُست که از همه جهة مدّت مأموریت و اقامت جناب معزی‌الیه در سفارت اسلامبول بیست و دو سال امتداد یافته و بعد ازان در سال هزار و هشتصد و هفتاد و هشت مسیحی در خدمت جناب وزیر امور خارجه دولت اطریش و مجارستان مامور کنکره برلن شده و سمت نیابت و نویسندکی جناب معزیّ‌الیه را داشته است و در سال یکهزار و هشتصد و هشتاد و یک مسیحی مامور بمصر کردیده از ابتدای شورش و یاغیکری مصریان تا زمان کلوله‌ریزی و تخریب شهر اسکندریه در مصر بوده است بعداً احضار بدربار وینه شده پس از چند ماه بسمت وزیر مختاری و ایلچی‌کری مخصوص مامور باقامت در دربار دولت علیّه ایران شده است

بقیه روزنامه سفیر خیریت اثر شاهنشاه عالم‌پناه ابدالله دولته بنمارستاق

بعد از نهار سوار شده رفتیم رو بمنزل شش ساعت بغروب مانده وارد شدیم چادرها را لب رودخانه زده‌اند آب خوبی دارد باز هوا

 
جناب موسیو کوسکی

جناب مسیو کوسکی

بوقت دیروز ابر و رعد و برق شد و تا مدتی نم‌نم بارید امّا هوای اینجا خیلی بهتر از ورارود است رطوبتش کمتر و سلامتش بیشتر است

روز جمعه بیست و هفتم هوا صاف و آفتاب بسیار خوبی بود سوار شده رفتیم بطرف دره بالا و سرچشمه از آب معدنی کذشتیم آبش مثل سنوات قدیمه که دیده بودیم می‌آمد کل و کیاه صحرا و آب چشمه و غیره خیلی باصفا بود رفتیم از چشمه زیر کمر بزرک هم کذشته بالاتر چمنی بود خیلی باصفا و کلهای ریز و بنفش زیادی داشت آنجا بنهار افتادیم بعد از نهار رفتیم پائین قدری پای سنکی نشستیم میرشکار و غیره شکاری پیدا نشد در درّه لب آب آفتابکردان زدند عصرانه خورده سوار شده دو ساعت بغروب مانده آمدیم منزل امروز دیکر بوقت روزهای کذشته انقلابی در هوا پیدا نشد و تا غروب هوا صاف و آرام بود مُحقق که یک شب بعد از ما در ورارود مانده بود آمده تعریف میکرد که بعد از باران آب زیاد شد پل را خراب کرد و جای چادرهای ما را تماما آب کرفت الحمدُالله که ما از آنجا حرکت کرده بودیم  روز شنبه بیست و هشتم باز هوا صاف و خوب و آرام بود میل کردیم بشکار کوه برویم سوار شده راندیم برای چمن لیرا که دیروز هم اینجا بودیم بالای چمن نزدیک سرچشمه بنهار افتادیم بعد از نهار سوار شده و از راه باریک سختی سربالا راندیم یکدسته بز تکه طرف دست چپ دیده شد امّا در جلو کوه بلندی بود که راه نداشت آدم بالای آن برود ارقالی و قوچ و میش و برّه زیادی هم دیده شد ما را دیده رم کردند راهی برای عقب کردن آنها نبود بزحمت قدری رانده تا رسیدیم بسر کردنه کوه تمام مازندران الی کوه اشرف پیدا بود دریا هم خوب نمایان بود انطرف کوههای پر برف چَپَه‌کَه رود و سه سنک است خیلی جای با وسعتی است انقدر برف دارد که مثل قطب شمال است رودخانه ورارود از میان اینکوه و درّها میکذرد اطرافش چمنست رودخانه قدری پیچ‌پیچ میرود و بعد به تنکه بسیار سختی میریزد و الی یورت ورارود از آن تنکه سخت مهیب میرود ایلات با اغنام خیلی بمرتعهای اینجاها می‌آیند از اینجا هم راهی وارد که بلار میرود اکر انشاءالله از اینجاها راهی از لار بنمارستاق ساخته شود بهتر از راه ورارود خواهد بود خلاصه مراجعت بآفتاب‌کردان کرده چای و عصرانه خورده آمدیم منزل  روز یکشنبه بیست و نهم امروز باید اُردو برود بطرف جنوب حوالی آب معدنی که پریروز ذکرش شد امّا اکثری از اهل اردو در همین چمن و یورت منزل اوّل میمانند ما صبح سوار شده در زیر آبشار که زیر دست راهی است که از ورارود باینجا می‌آیند بنهار افتادیم دو میدان اسب راه است آبشار بسیار خوبی است و بطرز خوشی میریزد الی عصر انجا توقّف شد عصری سوار شده قدری بطرف پائین سمت ده رفته چون دیر وقت بود برکشته رفتیم بیورت تازه اردو در تختی افتاده است چشمه خوب و کلپر و علفهای مُعطّر خوب دارد سراپرده را در محلْ بسیار خوبی زده‌اند زمین اینجاها خشک و خاکست و هوایش خوش و سالم   دوشنبه غرّه رمضان المبارک امروز در منزل مشغول بعضی امور و کارهای دولتی بودیم چهار ساعت و نیم بغروب مانده سوار شده از راه سمت مغرب سراپرده که ابراهیم‌خان نایب مامور و مشغول بساختن شده است   بقیّه در نُمره آتیه محمّدحسن