شرف/۱

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ماهنامه شرف (۱۲۶۱ خورشیدی) توسط محمدحسن اعتمادالسلطنه
نمرهٔ اوّل

نمرهٔ اوّل

Sharaf Logo.png

غرهٔ محرّم ۱۳۰۰


این روزنامه شریفه ماهی یک نمره بطبع میرسد
قیمت نسخه یکقران سالیانه یک تومان و دو هزار دینار

Nasereddinshah.jpg

اعلان

روزنامه مصّور که در اغلب دول فرنک معمول و سابق هم چندی در دولت علیه بحلیه طبع میرسید و بواسطه بعضی عوایق متروک شد این مدت که ادارهٔ کل مطبوعات ممالک محروسهٔ ایران مفوض باین بنده است و چندین روزنامهٔ رسمی و پلتیکی و علمی و تجارتی و غیررسمی در طهران و سایر بلاد طبع و منتشر میشود همیشه در خاطر داشت که بتجدید آن رسم پردازد و مجددا ادارهٔ روزنامه مصوری دایر سازد که اقلا ماهی یک نمره طبع شود و مخصوص باشد برسم صور اعاظم این مملکت و اکر موقع مقتضی شد شبیه اعیان ممالک دیکر از اروپا و آسیا و امریک بلکه افریقا و استرالی هم ترسیم یابد و در ذیل هر صورت شرح حال صاحب صورت مرقوم شود اکر چه روزنامه مصور سابق دولتی بود و اینکه حالا ما بطبع آن اقدام مینماییم غیردولتیست ولی من البد والی الختم سمت رسمیت دارد و از قید آزادی خارج و مشتملست بر چهار صفحه که ورای دو تصویر میباشد و از آنجا که مخصوص نکارش شرح حال بزرکان عالمست آنرا موسون بشرف مینمائیم رجای واثق آنکه مطبوع و مقبول رجال دولت علیه و دانشمندان مملکت کردد

ناصرالدین شاه قاجار خلدالله ملکه

السلطان ابن السلطان ابن السطان والخاقان ابن الخاقان ابن الخاقان

شرف و مزیت این قرن بر سایر قرون و اعصار بآثار جلیله و مآثر کریمه شهریارست که ذات اقدسش بصفات عدل و داد منصف و آراسته و نهال اقبال نزولش را دست تائید با لطیفهٔ عنایت از هر کونه شوایب پیراسته آنچه اخلاق حمیده است خاصه علم و حلم از ملکات راسخه این شاهنشاه کارآکاه است و حلّ و عقد امور کشور و قبض و بسط مهام مملکت و لشکر مخصوص شخص کامکار و نفس نفیس معالی آثار حضرت ظل‌الله و چون وضع این روزنامه برای نکارش احوال اشخاصی است که در عرصه عالم بسمت تفرّد و برتری معروف و بوصف عظمت و جلالت موصوفند بمناسبت آنستکه نمرهٔ اوّل را باجمالی از احوال فیروزی مآل خسروانی موشح و باین طراز بی‌انباز مطّرز و مزین سازیم چه تکلیف حقکذاری ما این است و وظیفه چاکری چنین پس کوئیم شب سه‌شنبه ششم شهر صفرالمظفر سنه هزار و دویست و چهل و هفت هجری اصقاع و نواحی این ممالک از میامن ولادت باسعادت همایون بانواع برکات و اصناف فیض و رحمت مقرون و مشحون آمد هم از اوّل روز جبهه مبارک باشارات لایحه واضحه بعموم اهل ملّت بشارات خوش‌بختی و بهروزی میداد و مقدم بهجت شیم مقدس انهای نیک اختری و سعادتمندی مینمود سال بسال علایم رعیّت‌پروری و دلایل مملکتداری با مکارم اخلاق و سجایایی که مقبول و ممدوح انفس و آفاقست از پیشکاه اقدس ظاهر بلکه آنافآنا بدرجه شهود و ثبوت رسید چنانکه هر دیدهٔ دید و هر کوش شنید تا ثانیاً در سال هزار و دویست و شصت و چهار ظلّ عاطفتش بفرمانفرمائی پرتوافکن ساحت آذربایجان و ضیابخش آنسامان کردید اهل آن ایالت در کنف جلالتش آسودند و در بستر راحت و ایمنی غنودند قبل از این فرمانفرمائی در سال هزار و دویست و پنجاه و سه با جمعی از امجاد خدم و نجاد حشم تشریف فرمای قفقاز شده در ایروان با امپراطور نیکلای مرحوم امپراطور عظیم‌الشان دولت روس جد اعلیحضرت آلکساندر سیم امپراطور حالیه ملاقات فرمودند و درین تلاقی و مقام با وجودیکه عمر مبارکرا ارتقائی چندان نبود آنچه از متانت و رزانت رای و وقر وافر و فر باهر و لطف بهجت و طیب لهجت از آن فرخنده حضرت ذیموهبت پدیدار کشت همه رفتار ملوک نامدار بود و کفتار سلاطین تاجدار این اقوال و اطوار خسروانه را از فرط استعجاب نویسندکان در اوراق دفاتر نوشتند

A portrait of Mozafareddin Mirza.jpg

و مطالعه‌کنندکان مطلع کشتند و در اینجا حاجت بتذکار نیست اما جلوس ابد مانوس شهریاری بر تخت فیروزبخت شاهنشاهی نخست در هجدهم شهر شوال المکرم سنه هزار و دویست و شصت و چهار هجری در دارالسلطنه تبریز بود و پس از آن در بیست و دویم ماه ذیقعده همان سال در دارالخلافه ناصری اریکه سلطنت عظمی و سریر خلافت کبری بقدوم میمنت لزوم اعلی زینتی بسزا یافت و مبشر اقبال بهر جانب شتافت که بشری لقد انجز الآمال ما وعدا و ادرک المجد اقصی ما تمنّا پس از جلوس همایون روزبروز بر آبادانی ملک و نظم دولت روزافزون و شکوه سلطنت و آسایش رعیت و امنیت طرق و شوارع و ترقیات مادی و معنوی و نشر علمیات و عملیات و رفاهیت عباد و معموری بلاد خاصع عمارت شهر دارالخلافه ناصره که امروزه از ابنیه رفیعه عالیه و مبانی و قصور رشیده و خیابانهای وسیعه داخل و خارج آن ذکر غوطه دمشق و سغد سمرقند را بر طاق نسیان کذاشته چنانکه اینک بهشتی است خرم یا ثانی اثنین باغ ارم و درین شهر و سایر بلاد ممالک محروسه از هر طرف که بینی اثرهای خیریه خسروانه است از آنجمله است ایجاد مدرسه دارالفنون در دارالخلافه و مدارس و مکاتب دیکر در سایر بلاد نشر علوم عالیه ایجاد مریضخانها و دواخانها ابنیه خیریه متکثره در اماکن شریفه تذهیب کنبد مظهر سرّ من رای ایوان طلای مشهد مقدس تذهیب کنبد حضرت عبدالعظیم علیه‌السلام ایجاد تلکرافخانه ایجاد ضرابخانه با چرخ بخار ایجاد چراغ کاز ایجاد پست‌خانه چرخ بخار در قورخانه کارخانه توپ‌ریزی باروط کوبخانه با چرخ بخار کارخانه فشنک‌سازی کارخانه چاشنی‌سازی ایجاد دایره پُلیس سربازخانها در شهرها نظم عساکر و ترتیب آنها بنای قلعجات در سرحدات بنای مجمع‌الصنایع ترقی در نسج حریر و غیره ترقی در شال کرمان ابنیه متعدده در بلاد و شوارع عام بجهة رفاهیت عابرین ساختن راههای شوسه در اغلب بلاد که غالباً مسالک صعبه را سهل کرده انکشاف بعضی از معادن ایجاد مجلس شورای دولتی وزارت عدلیه منظم تعیین وزارتخانهای مرتب دارالطباعه و ایجاد روزنامها بالجمله تاریخ این عهد ابدمهد مختصر نشاید همینقدر کوئیم اعلیحضرت همایون را در هر کار مزیت و اختصاصی است که میتوان وجود مسعود مبارک را مبدع آن کار دانست بخصوص اسفار خیریت آثار همایونی در خارجه که اولاً سفر عتبات عالیات و عراق عرب بود در سال هزار و دویست و هشتاد و هفت ثانیا سفر اول فرنکستان در سنه هزار و دویست و نود که ممالک معتبره اروپا را تماماً سیاحت فرمودند ثالثا سفر ثانی فرنکستان در سال هزار و دویست و نود و پنج و درین سفر تمام سلاطین و امپراطورهای باتمکین اقلیم اروپ و رؤسای معظم ملل در پذیرائی وجود مسعود همایون حدّ حرمت و احترام را مرعی و منظور داشتند بلکه تا کنون هیچ پادشاهی در اقلیم فرهنک باین نحو پذیرفته نشده اللهم انصر جیشه و ابد عیشه

نواب مستطاب اشرف ارفع مظفرالدین میرزا ولیعهد دولت علّیه ایران

ولیعهد دولت جاویدشوکت علیه ایران حکمران و فرمانفرمای مملکت آذربایجان و مضافات مظفّرالدّین میرزا ادام‌الله بقائه روز جمعه چهاردهم ماه جمادی‌الثانیه سنه هزار و دویست و شصت و نه متولد شدند و در سال هزار و دویست و هفتاد بفرمانمرفائی و حکمرانی مملکت آذربایجان و مضافات نائل کردیدند و در ماه ذیحجه الحرام سنه هزار و دویست و هفتاد و هشت بولیعهدی دولت ابد آیت علیه برقرار شدند والی‌الآن که سال هزار و سیصد میباشد و سنین عمرشان تقریباً بسی رسیده مقلد امور فرمانفرمائی مملکت مزبوره و مضافات میباشند ادام‌الله تعالی شوکته و اجلاله

 

محمدحسن