شاهنامه (تصحیح ترنر ماکان)/بخش کردن فریدون جهان را به پسران خود

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بازگشتن پسران فریدون از یمن و آزمودن فریدون ایشان را شاهنامه  از فردوسی
بخش کردن فریدون جهان را به پسران خود
رشک بردن سلم بر ایرج و رای زدن با تور در کار او


بخش کردن فریدون جهانرا به پسران خود

 چو شاه این چنین دید کردار چرخکزو ایرجش را نبُد ایچ برخ 
 نهفته چو بیرون کشید از نهانبسه بهر کرد آفریدون جهان 
 یکی روم و خاور دگر ترک و چینسوم دشت گردانِ ایران زمین 
 نخستین بسلم اندرون بنگریدهمه روم و خاور مر او را گزید 
 بفرمود تا لشکری بر کشیدگرازان سوی خاور اندر کشید 
 به تختِ کیان اندر آورد پایهمی خواندندیش خاور خدای 
 دگر تور را داد توران زمینورا کرد سالار ترکان و چین 
 یکی لشکری نام زد کرد شاهکشید انگهی تور لشکر براه 
 بیامد به تخت کئی برنشستکمر بر میان بست و بکشاد دست 
 بزرگان برو گوهر افشاندند جهان پاک توران شهش خواندند 
 وزان پس چو نوبت بایرج رسیدمر او را پدر شهر ایران گزید 
 هم ایران و هم دشت نیزه‌ورانهمان تخت شاهی و تاج سران 
 بدو داد کو را سزا دید تاجهمان تیغ و مُهر و همان تختِ عاج 
 سرانرا که بُد هوش و فرهنگ و رایمر او را چه خواندند ایران خدای 
 نشستند هر سه بآرام شادچنان مرزبانانِ خسرونژاد 
 برامد برین روزگاری دراززمانه بدل در همی داشت راز 
 فریدون فرزانه شد سال خوردبباغ بهار اندر آورد گرد 
 برین گونه گردد سراسر سخنشود سست نیرو چو گردد کهن 
 چو آمد بکار اندرون تیرگیگرفتند پر مایگان خیرگی 
 کنون باز گردم بکردارِ سلمکه چون ریخت زایرج همی خونِ گرم