شاهنامه/گفتار اندر فراهم آوردن شاهنامه

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
ستایش پیغمبر صلی الله علیه شاهنامه  از فردوسی
گفتار اندر فراهم آوردن شاهنامه
اندر ستایش ابومنصور بن‌محمد


گفتار اندر فراهم آوردن شاه‌نامه

 سخن گفته شد گفتنی هم نماندمن از گفته خواهم یکی با تو راند 
 سخن هر چه گویم همه گفته‌اندبر باغ دانش همه رفته‌اند 
 اگر بر درخت برومند جاینیابم که از بر شدن نیست رای 
 کسی کو شود زیر نخل بلندهمان سایه زو بازدارد گزند 
 توانم مگر پایگه ساختنبر شاخ آن سرو سایه فگن 
 کزین نامور نامهٔ شهریاربه گیتی بمانم یکی یادگار 
 تو اینرا دروغ و فسانه مدانبیک سان روش در زمانه مدان 
 ازو هر چه اندر خورد با خردوگر بر ره رمز معنی برد 
 یکی نامه بود از گه باستانفراوان بدو اندرون داستان 
 پراگنده در دست هر موبدیازو بهره‌ٔ برده هر بخردی 
 یکی پهلوان بود دهقان نژاددلیر و بزرگ و خردمند و راد 
 پژوهندهٔ روزگار نخستگذشته سخنها همه باز جست 
 ز هر کشوری موبدی سال خوردبیآورد کین نامه را گرد کرد 
 بپرسیدشان از نژاد کیانوزان نامداران فرّخ گوان 
 که گیتی بآغاز چون داشتندکه ایدر بما خوار بگذاشتند 
 چه گونه سرآمد به نیک اختریبرایشان همه روز کنداوری 
 بگفتند پیشش یکایک مهانسخنهای شاهان و گشت جهان 

بخشی از متن شعر در کتاب موجود نیست