سعدی (باب پنجم در رضا)/شتر بچه با مادر خویش گفت:

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سعدی (باب پنجم در رضا)  از سعدی
(شتر بچه با مادر خویش گفت:)
'


 شتر بچه با مادر خویش گفت:بس از رفتن، آخر زمانی بخفت 
 بگفت ار به دست منستی مهارندیدی کسم بارکش در قطار 
 قضا کشتی آن جا که خواهد بردوگر ناخدا جامه بر تن درد 
 مکن سعدیا دیده بر دست کسکه بخشنده پروردگارست و بس 
 اگر حق پرستی ز درها بستکه گر وی براند نخواند کست 
 گر او تاجدارت کند سر برآروگرنه سر ناامیدی بخار