دیوان حافظ/ماهم این هفته برون رفت و بچشمم سالیست
ظاهر
| ۶۸ | ماهم این هفته برون رفت و بچشمم سالیست | حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست | ۹۱ | |||
| مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او | عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست | |||||
| میچکد شیر هنوز از لب همچون شکرش | گر چه در شیوهگری هر مژهاش قتّالیست | |||||
| ای که انگشتنمائی بکرم در همه شهر | وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست | |||||
| بعد ازینم نبود شائبه در جوهر فرد | که دهان تو درین نکته خوش استدلالیست | |||||
| مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد | نیت خیر مگَردان که مبارک فالیست | |||||
| کوه اندوه فراقت بچه حالت بکَشَد | ||||||
| حافظ خسته که از ناله تنش چون نالیست | ||||||