دیوان حافظ/ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می
ظاهر
| ۴۲۹ | ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می | طامات تا بچند و خرافات تا بکی | ۴۳۵ | |||
| بگذر ز کبر و ناز که دیدست روزگار | چین قبای قیصر و طرف کلاه کی | |||||
| هشیار شو که مرغ چمن مست گشت هان | بیدار شو که خواب عدم در پیست هی | |||||
| خوش نازکانه میچمی ای شاخ نوبهار | کاشفتگی مبادت از آشوب باد دی | |||||
| بر مهر چرخ و شیوهٔ او اعتماد نیست | ای وای بر کسی که شد ایمن ز مکر وی | |||||
| فردا شراب کوثر و حور از برای ماست | و امروز نیز ساقی مهروی و جام می | |||||
| باد صبا ز عهد صِبیٰ[۱] یاد میدهد | جان داروئی که غم ببرد درده ای صُبَیّ[۲] | |||||
| حشمت مبین و سلطنت گل که بسپرد[۳] | فراش باد هر ورقش را بزیر پی | |||||
| درده بیاد حاتم طی جام یک منی | تا نامهٔ سیاه بخیلان کنیم طی | |||||
| زان می که داد حسن و لطافت بارغوان | بیرون فکند لطف مزاج از رخش بخوی | |||||
| مسند بباغ بر که بخدمت چو بندگان | استاده است سرو و کمر بسته است نی | |||||
| حافظ حدیث سحرفریب خوشت رسید | ||||||
| تا حدّ مصر و چین و باطراف روم و ری | ||||||
- ↑ صبی بکسر صاد و فتح باء موحده و در آخر الف که بصورت یاء نوشته میشود بمعنی کودکی و جوانی و نادانی و میل بهواست.
- ↑ چنین است در عموم نسخ قدیمه و در خ صریحاً بر روی صاد ضمّه گذارده است و سودی نیز آنرا بضمّ صاد و فتح باء موحّده ضبط کرده و آن تصغیر صَبِیّ است بفتح صاد و کسر باء بمعنی کودک خردسال، نسخ چاپی: ای بنیّ (بجای ای صُبی)
- ↑ بعضی نسخ: گسترد.