دیوان حافظ/به آب روشن می عارفی طهارت کرد
ظاهر
| ۱۳۲ | بآب روشن می عارفی طهارت کرد | علی الصّباح که میخانه را زیارت کرد | ۱۰۶ | |||
| همین که ساغر زرّین خور نهان گردید | هلال عید بدور قدح اشارت کرد | |||||
| خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد | بآب دیده و خون جگر طهارت کرد | |||||
| امام خواجه که بودش سر نماز دراز | بخون دختر رز خرقه را قصارت کرد | |||||
| دلم ز حلقهٔ زلفش بجان خرید آشوب | چه سود دید ندانم که این تجارت کرد | |||||
| اگر امام جماعت طلب کند امروز | ||||||
| خبر دهید که حافظ بمی طهارت کرد | ||||||