خاقانی (قطعات)/این غر غرچه جغد دمن است
ظاهر
| این غر غرچه جغد دمن است | نیست او را چو همای اصل کریم | |||||
| چون کلاغ است نجس خوار و حسود | چون خروس است زناکار و لیم | |||||
| هست چون قمری طناز و وقح | هست چون طوطی غماز و ندیم | |||||
| چون عقاب الجور آرندهی جور | چون غراب البین آرندهی بیم | |||||
| نیست در قصر شهان شاهینوار | هست بر کنگرهها کنگر دیم | |||||
| نیست طغرل شرف و عنقا نام | هست هدهد لقب و کرکس خیم | |||||
| گه چو دمسیجک از شاخ به شاخ | گاه چون شبپرک از تیم به تیم | |||||
| رهبر دیو چو طاووس مدام | مایهی فسق چو عصفور مقیم | |||||
| تا که خاقانی بلبل سخن است | اوست چون باشه گه باد عقیم | |||||
| بس که شد دشمن این باز سپید | تاش چون زاغ سیه گشت گلیم | |||||
| زود بینام به شمشیر ملک | سر او چون دم خطاف دو نیم | |||||