خاقانی (قصاید)/صبح چو کام قنینه خنده برآورد
ظاهر
| صبح چو کام قنینه خنده برآورد | کام قنینه چو صبح لعلتر آورد | |||||
| کاس بخندید کز نشاط سحر گاه | کوس بشارت نوای کاسهگر آورد | |||||
| چار زبان رباب دوش به مجلس | از طرب این هشت گوش را خبر آورد | |||||
| جنبش ده ترک لرزه دار ز شادی | هندوی نه چشم را به بانگ درآورد | |||||
| تا به هم اسرار بزم شاه بگویند | مرغ صراحی به گوش جام سر آورد | |||||
| نامزد خرمی است شاه که گردون | نامزد دولتش به بام برآورد | |||||
| هفت کواکب ز نه سپهر به ده نوع | هشت جنان را نثار ما حضر آورد | |||||
| دوش معلق زنان کبوتر دولت | آمد و اقبال نامه زیر پر آورد | |||||
| نامهی اقبال بر گشادم و دیدم | کز طربم سفتههای تازهتر آورد | |||||