خاقانی (غزلیات)/دل زخم تو را سپر ندارد
ظاهر
| دل زخم تو را سپر ندارد | آماج تو جز جگر ندارد | |||||
| شرط است که بر بساط عشقت | آن پای نهد که سر ندارد | |||||
| وین طرفه که در هوای وصلت | آن مرغ پرد که پر ندارد | |||||
| عشق تو چو چنبر اجل شد | کس نه که بر او گذر ندارد | |||||
| در درد توام، تو فارغ از من | کس دردی ازین بتر ندارد | |||||
| خاقانی از آن توست دریاب | کو جز تو کسی دگر ندارد | |||||