خاقانی (غزلیات)/در صبوح آن راح ریحانی بخواه
ظاهر
| در صبوح آن راح ریحانی بخواه | دانهی مرغان روحانی بخواه | |||||
| یک دو جام از راه مخموری بخور | یک دو جنس از روی یکسانی بخواه | |||||
| ساغری چون اشک داودی به رنگ | از پریروی سلیمانی بخواه | |||||
| دیدبان عقل را بربند چشم | چشم بندش آنچه میدانی بخواه | |||||
| زاهدان را آشکارا می بده | شاهدان را بوسه پنهانی بخواه | |||||
| جام خم کن جرعه بر خامان بریز | عذر تشویر از پشیمانی بخواه | |||||
| دست برکن، زلف بترویان بگیر | پوزش خجلت ز نادانی بخواه | |||||
| از سفالین گاو سیمین آهوان | عید جان را خون قربانی بخواه | |||||
| گر به مستی دست یابی بر فلک | زو قصاص جان خاقانی بخواه | |||||