خاقانی (غزلیات)/در جهان هیچ سینه بیغم نیست
ظاهر
| در جهان هیچ سینه بیغم نیست | غمگساری ز کیمیا کم نیست | |||||
| خستگیهای سینه را نونو | خاک پر کن که جای مرهم نیست | |||||
| دم سرد از دهان بر آه جگر | بازگردان که یار همدم نیست | |||||
| هیچ یک خوشهی وفا امروز | در همه کشتزار آدم نیست | |||||
| کشتهای نیاز خشک بماند | کابرهای امید را نم نیست | |||||
| به نواله هزار محرم هست | به گه ناله نیم محرم نیست | |||||
| گر بنالی به دوستی گوید | هان خدا عافیت دهد، غم نیست | |||||
| دانی آسوده کیست در عالم؟ | آنکه مقبول اهل عالم نیست | |||||
| هست سالی دو روز شادی خلق | چون نکو بنگری همان هم نیست | |||||
| زانکه یک عید نیست در علام | که در او صد هزار ماتم نیست | |||||
| خیز خاقانیا ز خوان جهان | که جهان میزبان خرم نیست | |||||