خاقانی (غزلیات)/خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
ظاهر
| خطی بر سوسن از عنبر کشیدی | سر خورشید در چنبر کشیدی | |||||
| همه خطهای خوبان جهان را | به خط خود قلم بر سر کشیدی | |||||
| کنار نسترن پر سبزه کردی | پر طوطی سوی شکر کشیدی | |||||
| مگر فهرست نیکوئی است آن خط | که بیپرگار و بیمسطر کشیدی | |||||
| به گرد خرمن ماه از خط سبز | ز صد قوس و قزح خوشتر کشیدی | |||||
| ز زلفت بس نبود این ترکتازی | که هندوی دگررا برکشیدی | |||||
| تو بر خاقانی بیچاره دایم | گهی تیغ و گهی خنجر کشیدی | |||||